چهارشنبه 22 آبان 1398

به سایت پدر و پسر خوش آمدید.

اگرهای تاریخ ایران- فهرست مطالب

چاپ
( 144 رای )

 The If's of Iran's History

اگرهای تاریخ ایران - فهرست مطالب

 

مقدمه (قسمت اول): علم و هنر بازسازی گذشته/انتقال تجربه ها به نسل های بعد

مقدمه(قسمت دوم): بازنگری و بازنویسی مستمر تاریخ/بخشی از بازیابی هویت در بررسی عملکرد گذشتگان/لذت بخشی تاریخ

مقدمه(قسمت سوم):  ادبیات و اگرهای تاریخ

مقدمه(قسمت چهارم):  شطرنج و اگرهای تاریخ

مقدمه(قسمت پنجم): روانشناسی و اگرهای تاریخ

مقدمه(قسمت ششم): فیزیک و اگرهای تاریخ

مقدمه(قسمت هفتم):  نقش شخصیت در تاریخ

مقدمه(قسمت هشتم):  شخصیت تاریخی انسان

 

1. اگر کوروش صغیر پس از داریوش دوم به سلطنت رسیده بود

2. اگر کوروش صغیر در نبرد با اردشیر دوم کشته نمی شد

3. اگر اردشیر سوم به دست باگواس به قتل نرسیده بود

4. اگر داریوش سوم باگواس کاردان و با اراده را نکشته بود

5. اگر داریوش سوم به موقع به یونانیان کمک کرده بود

6. اگر نظر مِمنون در شورای جنگی پذیرفته می شد

7. اگر ایرانیان فرصت حمله به سپاه اسکندر را از دست نداده بودند

8. اگر کلیتوس نمی توانست اسکندر را از مرگ حتمی نجات دهد

9. اگر راه اسکندر در آسیای صغیر مسدود می شد

10. اگر مِمنون از بیماری جان سالم به در می برد

11. اگر داریوش سوم به اندرز خاریدموس عمل می کرد

12. اگر فیلیپ به جای اسکندر بود

13. اگر اسکندر عمر طولانی تری داشت

 

14. اگر خسرو پرويز صلح با بيزانس را حفظ مي كرد

15. اگر خسرو پرويز پيشنهاد صلح روم را مي پذيرفت

16. اگر خسرو پرويز امارت بني لخم حيره را بر نمي انداخت

17. اگر اسلام به ايران نيامده بود

18. اگر رستم فرخزاد در جنگ قادسیه دفع الوقت نمی کرد

19. اگر در جنگ قادسيه طوفان و باد شديد نمي وزيد

20. اگر ايراني ها حس وطن دوستي بيشتري داشتند

 

21. اگر يعقوب ليث از بستر بيماري بر مي خاست

22. اگر يعقوب ليث با صاحب الزنج متحد مي شد

 

23. اگر سلطان محمد خوارزمشاه قراختائيان را به قلمرو خود منضم نمي ساخت

24. اگر چنگيز خان مغول در زمان سلطنت خوارزمشاه ظهور نكرده بود

25. اگر سلطان محمد خوارزمشاه با مشاهدۀ توان نظامي مغول ها سر عقل آمده بود

26. اگر سلطان محمد خوارزمشاه از بروز فاجعه اترار جلوگيري مي كرد

27. اگر سلطان محمد پس از فاجعۀ اترار از چنگيز دلجويي مي كرد

28. اگر سلطان محمد نسبت به وضع داخلي امپراتوري خود بي تفاوت نبود

29. اگر طرح جنگي خيوقي به جاي طرح جنگي خوارزمشاه اجرا مي شد

 

30. اگر شاه اسماعيل صفوي تشيع را مذهب رسمي ايران اعلام نمي كرد

31. اگر ايران و عثماني با يكديگر جدال نمي كردند

32. اگر شاه عباس در دودمان صفوي نمي بود

33. اگر شاه عباس جانشين شايستۀ خود را اعدام نكرده بود

34. اگر افغان ها به جاي قتل و غارت سياست صحيحي در پيش مي گرفتند

 

35. اگر نادرشاه از ترور جان سالم به در نمي برد

36. اگر نادرشاه فرزند ارشد خود را نابينا نكرده بود

37. اگر نادرشاه دست از جنگ هاي بي حاصل مي كشيد

 

38. اگر آقامحمدخان نقص عضو نشده بود

39. اگر تلاش پيگير آقامحمدخان قاجار نبود

40. اگر آقامحمدخان قاجار فقط جاه طلب، بي رحم، مال پرست و ... بود

41. اگر آقامحمدخان چند سال بيشتر زنده مي ماند

 

42. اگر پس از فتحعلي شاه، عباس ميرزا به سلطنت مي رسيد

43. اگر ايرانيان گرفتار جنگ هاي دوم ايران و روس نمي شدند

44. اگر دولت انگلستان به تعهدات خود عمل كرده بود

 

45. اگر اميركبير نرمش بيشتري نشان مي داد

46. اگر اميركبير به اهداف خود كاملاً دست مي يافت

47. اگر وزير مختار انگليس با احداث راه آهن مخالفت نمي كرد

 

48. اگر ميرزا حسين خان سپهسالار براي برپايي جامعۀ مدني مجال مي يافت

49. اگر سپهسالار موفق به جذب سرمايه هاي خارجي شده بود

50. اگر ناصرالدين شاه به اروپا سفر نكرده بود

51. اگر ناصرالدين شاه به قتل نرسيده بود

 

52. اگر محمدعلي شاه تربيتي صحيح تر مي داشت

53. اگر تبريزيان براي حفظ مشروطه پايداري نمي كردند

54. اگر امپراتوري روسيه در نتيجۀ انقلاب اكتبر سرنگون نمي شد

55. اگر احمدشاه فرار مي كرد و حكومت مركزي ساقط مي شد

56. اگر ارتش متكي به مجلس آرامش را به كشور باز مي گرداند

 

57. اگر رضاخان صميمانه در راه خدمت به ملت كار كند

58. اگر حكومت رضاشاه استوار و قانوني باقي مي ماند

59. اگر فردي آزاديخواه و ملي نامزد رياست جمهوري بود

60. اگر مدرس با رئيس جمهوري رضاخان مخالفت نكرده بود

 

61. اگر راه آهن ايران به صورت شرقي – غربي كشيده مي شد

62. اگر مبدأ و مقصد راه آهن شمالي – جنوبي درست انتخاب مي شد

63. اگر رضاشاه از تحولات جهان در سال هاي 41-1939 درك درستي داشت

64. اگر رضاشاه اجازه مي داد متفقين از راه آهن استفاده كنند

 

65. اگر فروغي و حاميانش ملت را در انتخاب راه خود آزاد مي گذاشتند

66. اگر مستقيماً با همسايۀ شمالي صحبت نكنيم و اگر كميسيون سه جانبه تشكيل شود

67. اگر قوام تدبير و سياست به خرج نمي داد

68. اگر شوروي بخواهد از حزب توده براي ايجاد قيام مسلحانه استفاده كند

69. اگر رزم آرا زنده مي ماند و طوفان نفت را از سر مي گذارند

 

70. اگر حزب كارگر انگلستان در انتخابات 1951 پيروز شده بود

71. اگر جمهوري خواهان در انتخابات امريكا پيروز نشده بودند

72. اگر نهضت ملي ايران با كمونيست ها جدي تر برخورد مي كرد

73. اگر دولت مصدق ساقط نشده بود

 

--

مطالب مرتبط:

به زودی «اگرهای تاریخ ایران»

اگرهای تاریخ ایران - فهرست مطالب

 

مطالب مرتبط



اشتراک گذاری

بازدید: 9940 بار  

نظرات 

 
-53 #1 سعید 26 آذر 1392 ساعت 08:25
تاريخ را زيرو روكنيم كه چي بشه ؟؟؟
نقل قول
 
 
+97 #2 شاهین ایران 27 دی 1392 ساعت 09:38
با درود به استاد مهرداد جوانبخت
بنظر من اگر شاه 26 دیماه 1357 در کشور میماند و ایران را ترک نمی کرد تأثیر زیادی روی ماجراها و رویدادهای آن دوره میگذاشت...
نقل قول
 
 
-34 #3 کیوان 15 بهمن 1392 ساعت 04:42
سلام
اگر ایران نفت نداشت فکر کنم وضع و حالمان بهتر از امروز بود :-*
نقل قول
 
 
+44 #4 Zarrin 22 بهمن 1392 ساعت 09:12
با درود فراوان خدمت استاد گرانقدر دکتر مهرداد جوانبخت
به خاطر ارائه کتاب ارزشمند (اگرهای تاریخ ایران) در سایت وزین (پدر و پسر) سپاس و امتنان مرا بپذیرید.
امیدوارم هرچه زودتر بتوانم سایر کتابهای تاریخی تان از جمله کتاب (ایرانی از نگاه انیرانی) را در سایت بخوانم و از آن بهره مند شوم.
با بهترین آرزوها برای پدر و پسر
نقل قول
 
 
+68 #5 کیوان 29 اسفند 1392 ساعت 05:53
با سلام،این اگر را آقای نوشيروان کيهاني زاده در سایتشانiranians historyonthisda y.comمطرح کرده اندکه بنظرم جالب آمد:
اگر قرارداد اوت 1919 به تصويب مجلس رسيده بود اين احتمال وجود داشت كه به همان گونه كه انگليسي ها در جزيرة العرب هر رئيس قبيله را امير امارت كردند كه اينك كشور هايي كوچكتر از يك شهر شده اند و در اين دنياي آشفته و بي قانون ناچار به داشتن حامي هستند در ايران هم رئيس هر ايل و عشيره را ايلخان و داراي استقلال داخلي مي كردندو...
نقل قول
 
 
+58 #6 Rezaian 24 شهریور 1393 ساعت 06:36
سلام
«برتولت برشت» قطعه زیبایی دارد که فکر کنم بهترین جواب برای آقاسعید باشه!!!! :D

«پسرم می پرسد :
چرا باید ریاضی بخوانم ؟
دلم می خواهد بگویم لازم نیست
بی خواندن هم خواهی دانست دو تکه نان
بیش از یک تکه است .
پسرم می پرسد :
چرا باید فرانسه بخوانم ؟
دلم می خواهد بگوید :
امپراطوری شان از هم خواهد پاشید
و همچنان که با دست هایت ، شکمت را بمالی
خواهند فهمید که گرسنه ای .
پسرم می پرسد :
چرا باید تاریخ بخوانم ؟
دلم می خواهد بگویم :
تنها بیاموز به هنگام ، سرت را بدزدی تا شاید جان به در بری .
آه! اما آنچه می گویم اینهاست :
ریاضی بخوان ، فرانسه بیاموز و تاریخ را از بر کن .»
نقل قول
 
 
+45 #7 نصر 03 آبان 1393 ساعت 09:36
با سلام به استاد گرامی ، جناب آقای دکتر جوانبخت . به نظر من اگرهای تاریخ ایران با خوانش و یادآوری متفاوتی به حافظه تاریخی عموم افراد کمک می کند . بخشی از آن مرهون بی حوصلگی نسل جدید در خواندن مطالب مفصل است . شما با تقطیع مطالب تاریخی با این بی حوصلگی کنار آمده اید ضمن آن که با پیوستگی مطالب ، افراد را ترغیب به خواندن ژرف تر موضوع مربوطه می کنید . دلیل دیگری که باعث شد از اگرهای تاریخ ایران بسیار لذت ببرم این بود که جنابعالی در آن خود را گرفتار احساسات تاریخی نکرده اید و این را هم نقطه قوت دیگری برای اثر ارزشمندتان می دانم . امید دارم در کار و هدف متعالی تان توفیق یابید .
نقل قول
 
 
+16 #8 زمانی 25 آذر 1393 ساعت 12:36
نفت به خودی خود نعمت است . این وابستگی صد در صد به درآمد نفت است که نقمت است !
اگر ایران نفت نداشت مطمٔن باشید وضع و حالمان از وضعی که داریم خیلی خیلی بدتر بود !
ایران تا قبل از استخراج نفت هم قرنها بود که از قافله دنیا عقب افتاده بود !
نقل قول
 
 
+18 #9 Azari 10 ارديبهشت 1394 ساعت 17:05
درود بر استاد فرزانه دکتر جوانبخت،از خواندن کتابتان بهره ها بردم.بر شما هزاران درود میفرستم که در نگارش خود دچار مغلطه گویی و سفسطه گویی نشده ایدو اگرهای تاریخ ایران از مغالطات بالاخص از مغالطات صوری پاک و منزه است..قبول بفرمایید در طرح و خلق هر اگری بالاخص در تاریخ،آفت مغالطات میتواند آنها را بی ارزش و بی اعتبار کند. وقایع تاریخ معمولا علل متعدده و مختلفه دارد.شما در اثرتان آگاهانه و هوشمندانه از مغلطه یک علته احتراز نموده اید.اگرهای تاریخ ایران از آفتهای دیگر هم بری است. مغلطه حمله به شخص در آن دیده نمیشود.تعمیم به ناروا نکرده اید.استنتاج باطل از حق نکرده اید.البته کتابتان خالی از اشکال نیست.استاد فرزانه،قبول بفرمایید جای و جایگاه بسیاری از بزرگان ایران زمین در کتاب اگرهای تاریخ ایران خالیست.با قدردانی و سپاس بسیار.
نقل قول
 
 
+9 #10 ramtin 16 ارديبهشت 1394 ساعت 10:15
با درود به استاد محترم.کتابتان را با حوصله خواندم . اگرهای تاریخ ایران دو نقطه قوت و یک نقطه ضعف داشت.اولین نقطه قوت کارتان اینست که تاریخ را به کمک واژه "اگر" جوییده و کاویده اید.مجالی است تا سوژه آشنا و ناآشنا به مدد واژه "اگر"به ابژه ای آشنا بدل شود.دومین نقطه قوت کارتان،بیان جاندار و متسلسل تاریخ است.نقطه ضعف کارتان هم در نگفتن است.ما وارث تاریخی هستیم که ما را به نگفتن فراخوانده.جنابعالی هم "اگر" را وارد تمام تاریخ ایران نکرده اید و راه نگفتن را در بخشهایی از تاریخ ایران پیش گرفته اید.
نقل قول
 
 
+3 #11 محمدعلی 23 خرداد 1394 ساعت 22:02
اگر زبان و قلم سحّار و نافذ شریعتی نبود ..... اگر مهدی بازرگان ماموریت تشکیل دولت موقت را نمی پذیرفت ...
نقل قول
 
 
+6 #12 محمدعلی 23 خرداد 1394 ساعت 22:05
نقل قول کیوان:
سلام
اگر ایران نفت نداشت فکر کنم وضع و حالمان بهتر از امروز بود :-*




ما هم اگر نفت نداشتیم الان دست کمی از زیمباوه نداشتیم!
یک دلار آمریکا = 3500000000000000 0 دلار زیمبابوه! = 35 با پانزده تا صفر جلوش!
نقل قول
 
 
+12 #13 rasul 15 تیر 1394 ساعت 22:19
بیطرفی رضاشاه در جنگ دوم جهانی را مسبب رویدادهای شهریور20 قلمداد کرده اید (اگر63و64)در صورتیکه اگر آلمان پیروز میشد تصمیمات اتخاذ شده،بهترین تصمیمات ممکنه محسوب میشد.زمانی که قراین حاکی از پیروزی آلمانها و شکست روسیه و انگلیس بود،تصمیم درست همان بیطرفی بود،نه جانبداری از متفقین یا متحدین.اگر راه آهن به متفقین سپرده میشد تخطی از بیطرفی بحساب میآمد.
منهای چند اگر ،در مجموع اثرتان ستودنی ست.با طرح ساده(اگر)،تخیل و رویاپردازی را به تاریخ وارد کرده اید.با اگرهایتان پنجره های زیادی به حقایق تاریخ باز کرده اید.در عین حال یادآور میشوید که امکان بروز هر رخدادی در تاریخ بوده یا نبوده و با اینکار از دیوار صعب العبور واقعیتهای غیرقابل تغییر تاریخ فراتر رفته اید.کتابتان مردم را به دیدن تاریخ ترغیب میکند .دست مریزاد.
نقل قول
 
 
+21 #14 وزیری 02 مرداد 1394 ساعت 05:28
سلام کتاب بسیارعالی بود
به نظر من اگرهای تاریخ یعنی تاریخ + تخیل .
درود بر شما .موفق باشید
نقل قول
 
 
+14 #15 یاراحمدی 06 شهریور 1394 ساعت 21:27
سلام
در اگرهایتان کسی را مقصر جلوه نداده اید.این کارتان خوبست.
نقل قول
 
 
+2 #16 Shirazi 13 بهمن 1394 ساعت 09:08
سلام.....ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند....اگرهای تاریخ همان لحظه های آستانه در تاریخ است......در تاریخ کلان، مهبانگ،روشن شدن ستاره ها،تشکیل عناصر مرکب،تولد خورشید،تولد زمین،تولد ماه،آغاز حیات و ....لحظه های آستانه تاریخ کلان هستند....امیدوارم پایا و مانا بمانید.
نقل قول
 
 
+5 #17 غفارحسینی 11 اسفند 1394 ساعت 10:29
سلام . این قسمت را برای شما در جواب پرسش (دلیل عقب ماندگی ایران چیست؟ ) هم نقل کردم .
..... اگر او - محمدرضاشاه - به جای این همه پالایشگاه و موسسات پتروشیمی و عمران و آبادی شهرها و روستاها و و ایجاد جاده ها و گسترش فرودگاه ها و خطوط هوایی داخلی و خارجی ووووو اندکی زحمت می کشید از غرور خودکامگی خود و حرص ولع خاندان سلطنت کاسته و بر غرور و شخصیت این مرز و بوم می افزود و به جای پرورش روح عبودیت و بندگی ، همکار و صاحبنظر تربیت می کرد ، او ملتش به این سرنوشت دچار نمی شد. ( علل سقوط محمدرضا پهلوی نوشته علی دشتی )
نقل قول
 
 
+6 #18 wow 11 ارديبهشت 1395 ساعت 05:55
نقل قول شاهین ایران:
با درود به استاد مهرداد جوانبخت
بنظر من اگر شاه 26 دیماه 1357 در کشور میماند و ایران را ترک نمی کرد تأثیر زیادی روی ماجراها و رویدادهای آن دوره میگذاشت...



شما چقدر فکر کردین……داریوش همایون ، وزیر اطلاعات و جهانگردی و سخنگوی دولت جمشید آموزگار در سالهای آخر سلطنت محمدرضاشاه و قائم مقام دبیر کل حزب رستاخیز میگه : مثل همیشه ضعیف‌ترین پادشاه یا رهبر یا فرمانده نظامی در مقابل قوی‌ترین قرار گرفت. والا هیچ‌وقت چنین پیروزی‌ها و شکست‌هایی را نمی‌دیدیم. اسکندر اگر در برابر مثلا کوروش قرار می‌گرفت یا داریوش هخامنشی، اسکندری باقی نمی‌ماند. عرب‌ها اگر دوره انوشیروان حمله کردند بودند به ایران، معلوم بود تکلیفشان چه می‌شد. همیشه این‌طور است. باید عُمَری باشد در مقابل یزدگردی تا درست ‌شود. خمینی بسیار مرد بااراده و مصمم و واقعیت قدرت را به‌نظر من از تمام رجال آن دوره ایران بهتر می شناخت؛ درحالی‌که محمدرضاشاه اصولا آدم متزلزل ضعیفی بود و کاراکتر خیلی‌ خیلی ضعیفی داشت، همیشه پابه‌گریز، همیشه در برابر مشکلات، اولین واکنشش تسلیم..... شاه جنمش را نداشت تا بمونه و پای گندی که به کشور زد باشه...... داریوش همایون میگه : پنج بار در طول ۳۷ سال محمدرضاشاه آماده گریز بود از ایران که دو سه بارش را ما شاهد بودیم، دو بارش را هم خبر نداشتیم و خب دفعه آخر هم به آن صورت .
اولین‌بار بعد از سوم شهریور بیست بود که می‌گفت اگر نمی‌خواهند، من بروم. کِی بروم؟ دومین ‌بار، نهم اسفند بود. مصدق گفت مصلحت در این است که بروید. هر روز می‌پرسید کِی بروم؟ چه‌جوری بروم؟ داشتند پول برایش جمع می‌کردند از خزانه، این طرف، آن طرف؛ آن وقت هم ارز زیاد نداشتند. سومین بار در پانزده خرداد ..... ۲۵ مرداد گذاشت رفت و حالا اینکه حساب‌های خودش غلط درآمد، بحث دیگری است. چون اصلا فکر نمی‌کرد که رفتنش چنین واکنشی در مردم برانگیزد...... بعد در سال ۱۳۲۴، اگر علم نبود آماده رفتن بود. ولی در اردیبهشت ۱۳۵۷، بعد از جریان تبریز، باز آماده ترک ایران بود. بالاخره هم که رفت.......
نقل قول
 
 
+2 #19 Erfan 07 تیر 1395 ساعت 16:23
اگرهاي تاريخ را دوست ندارم.فرصتهاي از دست رفته، ما را از آرامش حال و حاضرمان دور ميكند.حضرتعالي در اگرهاي تاريخ روي فرصتهاي از كف رفته به شيوه اي خنثي متمركز شده و در همان گذشته باقي مانده ايد بجاي اينكه توانسته باشيد پرسشهايي در مورد حال و آينده مان بر اساس گذشته مطرح سازيد.اميدوارم متوجه منظورم شده باشيد.
نقل قول
 
 
+5 #20 محمد شریفی 08 تیر 1395 ساعت 13:25
استاد محترم جناب آقاي دكتر جوانبخت
با تحيات و احترام؛ به لحاظ تجربي اگرهايي كه طرح كرده ايد قابل اثبات نيست با اينهمه با تلفيق شرط و استفهام فرضياتي در مقابل واقعيات ايجاد كرده ايد كه قابل ملاحظه و موجد انديشيدن است.لذت شنيدن يا خواندن تاريخ جهش از عرصه متن به گستره خيال شنونده يا خواننده است كه جنابعالي به بهترين نحو از عهده آن برآمده ايد.
با سپاس و احترام
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید