پنجشنبه 23 مرداد 1399

به سایت پدر و پسر خوش آمدید.

اگرهای تاریخ ایران- اگر73

چاپ
( 103 رای )

 

محمد مصدق بر دوش مردم بیرون از مجلس شورای ملی

محمد مصدق بر دوش مردم از مجلس بیرون می‌آید. لبخند می‌زند و دست راستش را به‌ نشان قدردانی از مردم بالا گرفته است. سه روز پیشتر، هفتم اردیبهشت 1330، نخست‌وزیر شد و امروز مجلس، لایحهٔ او را برای ملی کردن صنعت نفت کشور تصویب کرده است.

 

73. اگر دولت مصدق ساقط نشده بود

در دوران 27 ماهۀ دولت مصدق، به علت صداقت، درستي و پاكدامني مسئولان از جهات سياسي، اقتصادي و مالي، زمينه اي را فراهم آمد كه جامعۀ ايران و سازمان ها و دستگاه هاي ادارۀ عمومي، آيين و الگوي اخلاقي – اجتماعي منزه و تازه اي را تجربه كند. *

كودتاي 28 اَمرداد نه تنها اين روند را عقيم ساخت بلكه به گونه اي موجب گسترش فساد شد. با وقوع كودتاي 28 اَمرداد، دوران كوتاه تجلياتي از جامعۀ مدني و جامعۀ سياسي از جمله آزادي آرا و افكار و فعاليت احزاب و گروه هاي سياسي، يا به پايان رسيد و يا تحت كنترل در آمد.

اگر دولت دكتر محمد مصدق ساقط نشده بود، آيين مشروطيت مي رفت تا تبلور نسبي خود را در حيات سياسي جامعه ظاهر سازد. شايد اين تصور پيش آيد كه انگلستان و امريكا كه خود داراي رژيم هاي دمكراتيك بودند، بايستي نسبت به حكومت مشروطه در ايران نظر مساعد مي داشتند، ولي آنها به اين نتيجه رسيدند كه با وجود «سلطنت خودكامه و با ثبات» از منافع شان در ايران بهتر حمايت مي شود تا «سلطنت مشروطۀ بي ثبات».

  

مصدق در احمدآباد در سال ۱۳۴۴

محمد مصدق در تبعید، احمدآباد - سال1344

انگيزۀ نهضت ضد استعماري ايران در ملي كردن صنعت نفت، تأمين استقلال سياسي و منافع ملي بود و وجه اقتصادي و مالي آن در درجۀ دوم قرار داشت. اگر در آن شرايط، هدف نهضت جنبۀ اقتصادي و بالا رفتن سطح درامد بيشتر بود، پذيرش اصل گرفتن 50 درصد از منافع، اين منظور را تأمين مي كرد. درآمد ايران از صادرات نفت، تا حدود چهار برابر بالا مي رفت و بسياري از مشكلات توسعه و ترميم و رفاه اجتماعي را رفع مي كرد، ولي هدف نهضت ملي اين نبود.

افزايش درآمد به هر مقدار، بدون تغيير در ساختار قدرت سياسي و حاكميت و نيز بدون مشخص شدن اختيارات قواي مقننه، قضائيه و مجريه و روابط آنها با يكديگر، همچنين بدون تصحيح و اصلاح ساختار اداري و بروكراسي و خلع يد از طبقۀ حاكمه فاسد كه بر تمام شئون و بافت اجتماعي و اداري كشور نفوذ داشت، چگونه مي توانست استقلال سياسي و منافع ملي را تأمين كند و تحولي عميق در وضع اقتصادي، اجتماعي جامعه و رفاه مردم فراهم سازد؟

اگر به جريان افتادن دوبارۀ نفت همۀ مشكلات را حل مي كرد، در اوايل دهۀ 50 نيز با چهار برابر شدن بهاي نفت، درآمد ايران از يك ميليارد دلار به بيش از بيست ميليارد دلار در 1355 رسيد، ولي به دليل فقدان دموكراسي و آزادي، وابستگي رژيم به غرب و اشاعة فساد در سازمان هاي اداري، عمدة درآمدهاي مملكت به هدر رفت و اين نظريه بار ديگر به اثبات رسيد كه بدون اصلاح ساختار اداري و مشاركت مردم در امور مملكت، از طريق اجراي انتخابات آزاد و تأمين آزادي و دموكراسي، انجام هرگونه تحولي در وضع اقتصادي و اجتماعي ناممكن است.

اگر مصدق در فرانسه، انگلستان، سوئيس، امريكا، ژاپن، هندوستان يا هر جامعۀ ديگري كه قانون در آن حكومت مي كند، ظهور كرده بود شايد اين جنبه از شخصيت وي چندان درخشندگي پيدا نمي كرد، اما لطف مسئله در اينجا بود كه مصدق در جامعه اي مي زيست كه حركت در چارچوب قانون و احترام و پاي بندي به آن چندان معنا و مفهومي نداشت. حدود نيم قرن حيات سياسي مصدق در فضايي صورت گرفت كه چارچوبۀ قانون در آن عملاً بازيچه دست حكومت و حكام بود.

زماني كه قدرت به دست مصدق افتاد و او به مدت دو سال و اندي رئيس دولت بود، انصافاً در مقام حكومت نيز وفاداري كامل خود را به اصول و آرمان هاي مشروطه نشان داد. او هرگز حاضر نشد به بهانه هايي كه معمولاً حكومت ها، بر اساس آنها قانون را زير پا مي گذارند، به حقوق مردم تجاوز كند. او حاضر نشد تحت عنوان كليشه هايي همچون «توطئه دشمنان خارجي»، «به خطر افتادن امنيت ملي كشور»، «توطئه براندازي»، «اقدام عليه امنيت كشور»، «ارتباط با بيگانگان» و غيره اصول و قانون را زير پا گذارده و حقوق مخالفان را نقض كند.

مصدق، همتراز رهبراني چون «ماهاتما گاندي» و «جواهر لعل نهرو» بود. رهبراني كه بالاترين انگيزۀ آنان از مبارزه، ايجاد جامعه اي است كه رعايت حقوق مدني، سياسي و اجتماعي انسان ها در زمرۀ اساسي ترين اهداف آن به شمار مي رود.

 

  

سخن آخر

در تدوين كتاب «اگرهاي تاريخ ايران»، تا آنجا كه در توان داشتم، تلاش كرده ام بررسي «اگر»ها  بي غرضانه باشد نه گناه شويانه، روشن كنندۀ حقايق باشد، نه پرده پوشانه.

با اين حال مدعي نيستم آنچه نوشته ام خالي از اشتباه است و اصولاً به هنگام بحث دربارۀ تاريخ نمي توان چنين ادعايي داشت. مسلماً نقد  بي طرفانه و محققانۀ صاحب نظران مي تواند اين اشتباهات را برطرف كند.

در سده هاي اخير، ما ايرانيان بسيار كم طعم پيروزي را چشيده و بسيار زياد شكست را تجربه كرده ايم، به گونه اي كه به خود «استاد از دست دادن فرصت ها» لقب داده ايم.

اميدوارم به درجه اي از بلوغ اجتماعي برسيم كه بتوانيم از تجربه ها  و درس هاي رشد دهنده و تعالي بخش بهره مند شويم.

 

--

مطالب مرتبط:

70. اگر حزب كارگر انگلستان در انتخابات 1951 پيروز شده بود

71. اگر جمهوري خواهان در انتخابات امريكا پيروز نشده بودند

72. اگر نهضت ملي ايران با كمونيست ها جدي تر برخورد مي كرد

73. اگر دولت مصدق ساقط نشده بود

 اگرهای تاریخ ایران - فهرست مطالب

--
پي نوشت:
* حتي بعدها تلاش ساواك نيز در جهت متهم كردن مسئولان نهضت به فساد مالي، به دليل فقدان مدرك راه به جايي نبرد. طي سال هاي 1330 و 1331 به رغم محاصره اقتصادي ايران و به فروش نرفتن نفت، وضع اقتصادي كشور و زندگي مردم به روال معمول مي گذشت. مردم زير فشار گراني و كمبود قرار نگرفتند.
قيمت ها بالا نرفت، مسئله اي به نام جيره بندي براي كالاي مورد نياز مطرح نشد. مهمترين مشكل دولت، كمبود درآمدهاي ارزي ناشي از بلوكه كردن ارزهاي ذخيرۀ كشور در بانك هاي انگلستان بود. نگاه كنيد به: «اقتصاد بدون نفت»، انور خامه اي. شركت سهامي انتشار. 1369.

مطالب مرتبط



اشتراک گذاری

بازدید: 3180 بار  

نظرات 

 
+17 #1 شهابی 22 آبان 1392 ساعت 07:45
با اهدا سلام خدمت دکتر مهرداد جوانبخت
ناپلئون در وصیتنامه سیاسی اش خطاب به پسرش نوشته :
«پسر من باید بسیار تاریخ بخواند و راجع به آن فکر کند زیرا این ، تنها فلسفه واقعی است .» :roll:
با تشکر
نقل قول
 
 
+20 #2 ترابی 23 آبان 1392 ساعت 17:53
استاد گرامی از شما تشکر میکنم . کتاب خیلی جالبی بود . هر قسمت آن را چند بار خواندم و به دوستانم هم توصیه کردم تا (اگرهای تاریخ ایران) را بخوانند .
خیلی خیلی حیف شد که اگرهای تاریخ ایران تا زمان حال ادامه پیدا نکرد .
نقل قول
 
 
+11 #3 Farina 25 آبان 1392 ساعت 08:54
عالی بود.ممنون.پاینده باشید. :-)
نقل قول
 
 
+17 #4 پارسا 05 دی 1392 ساعت 06:34
هرکه ناموخت از گذشت روزگار
نیز ناموزد زهیچ آموزگار
رودکی
نقل قول
 
 
+5 #5 Rahmani 27 فروردين 1395 ساعت 16:12
این اگر امکان عملی شدن نداشت . امریکا و انگلیس ترجیح می دادند ایران را به فنا بکشند و به دست کمونیستها و شوروی بسپارند اما شاهد و ناظر موفقیت ملی شدن نفت در ایران نباشند . هربرت هوور گفته : " اگر مصدق پیروز می شد منافع نفتی امریکا در مناطق دورافتاده ای مثل ونزئلا و عربستان با تهدید جدی روبرو می شد . "
نقل قول
 
 
-1 #6 عليرضا 04 مرداد 1395 ساعت 15:53
اين بابا ، اردشير زاهدي هم همين را در كتاب خاطراتش گفته :
... اگر ٢٨ مرداد پيش نيامده بود چندي بعد توده ايها مصدق را خيلي. آسانتر بر ميداشتند ، همانطور كه در چكسلواكي كمونيستها چند سال پيش از آن بنش. را برداشتند .مسلم است كه اگر چنان وضعيتي پيش ميآمد ايران به روز ويتنام و كره ميافتاد و تجزيه ميشد .
نقل قول
 
 
+2 #7 رویا 11 ارديبهشت 1397 ساعت 13:15
دکتر موحد در کتاب خواب آشفته نفت راجع به تیر1331 میگوید مصدق مایوس شده بود و میدانست از این میدان پیروز نخواهد رفت بنابراین فرصت را غنیمت شمرد تا با استعفا کار را به احمد قوام یا کسی دیگر بسپارد. به استناد یادداشتهای مهندس حسیبی مشاور دکتر مصدق از نظر دکتر موحد اگر احمد قوام می آمد قیام 30 تیر 1331 اتفاق نمی افتاد نهضت ملی شدن نفت به انسداد دچار نمیشد و ادامه پیدا میکرد و مصدق و ملت در صحنه میماندند.
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید