جمعه 24 مرداد 1399

به سایت پدر و پسر خوش آمدید.

اگرهای تاریخ ایران- اگر 68

چاپ
( 96 رای )

 محمدرضا شاه پهلوی پس از ترور نافرجام  حزب توده

محمدرضا شاه پهلوی پس از ترور نافرجام  حزب توده در سال 1327 خورشیدی

 

68. اگر شوروي بخواهد از حزب توده براي ايجاد قيام مسلحانه استفاده كند

با آغاز جنگ كره در بهار 1329، دولت هاي انگلستان و امريكا كه پس از جنگ دوم جهاني گرفتار رقابت ها و كشمكش هايي بر سر تقسيم منافع و بازارهاي جهاني بودند، به يكديگر نزديكتر شده و كنفرانس لندن را با حضور وزيران خارجۀ امريكا، انگلستان و فرانسه تشكيل دادند.

در اين كنفرانس، وزيران خارجۀ انگلستان و امريكا در مسائل خاورميانه به توافق هايي رسيدند كه يكي از آن توافق ها، بر سر كار آوردن مرد مقتدري در ايران براي نيل به مقاصد خود بود. اين مرد مقتدر، رئيس ستاد ارتش «سپهبد حاج علي رزم آرا» بود.

در روز پنجم تيرماه 1329، دولت «منصور» به شكل غير منتظره و بي سابقه اي استعفا كرد و چند ساعت بعد، رزم آرا كابينۀ خود را معرفي كرد و طي بيانات خود بر نظارت مستقيم خويش بر ارتش تأكيد ورزيد.

يك روز بعد، يعني در ششم تيرماه روزنامۀ «نيويورك تايمز» در تشريح اوضاع ايران چنين نوشت:

«از هم گسيختگي اوضاع ايران تحت اداره و هدايت گروهي از سياستمداران حرفه اي غيرقابل اطمينان، كار ايران را به آن درجه از فساد و بدبختي رسانيده كه اكنون دانسته شد جز رئيس ستاد ديگري نخواهد توانست ايران را از اين وضع اسفبار نجات بخشد ... اگر در نتيجۀ حوادث كره، جنگ واقعي درگير شود، ژنرال رزم آرا و ارتش او به اتفاق ايلات مسلح مناطق كوهستاني مي توانند اقلاً براي مدتي جلوي پيشرفت به طرف مناطق جنوبي ايران را سد كنند.
اگر جلوي روسيه در كره گرفته شود و شوروي بخواهد از حزب توده بدون روشن كردن آتش جنگ بين المللي براي ايجاد قيام مسلح استفاده كند، مأموريت رزم آرا مهمتر و حياتي تر خواهد بود. در اين نكته شكي نيست كه اگر اوضاع ايجاب كند، رزم آرا لايق آن است كه براي جلوگيري از متلاشي شدن و تجزيۀ حكومت ايران، حكومت ديكتاتوري برقرار كند.» (1)

 

 سپهبد حاجی علی رزم آرا

سپهبد حاجی علی رزم‌آرا (1329-1280) نخست‌وزیر ایران در سال1329. وی در شب عید قربان در تهران به دنیا آمد. به همین دلیل «حاجی» را به نام او افزودند.


آنچه دولت امريكا در اجراي سياست جديد خود انجام داد، اين بود كه دكتر «هنري گريدي» سفير آن دولت در يونان را مأمور سفارت در ايران كند. گريدي در يونان، صاحب همان اختيارات و قدرتي بود كه «مك آرتور» در ژاپن داشت. وي اختياردار مطلق عزل و نصب نخست وزير، وزيران و خرج كمك هاي نظامي و تعيين سياست دولت يونان بود.

از نظر دربار و محمدرضا شاه، توافق دولت هاي انگليس و امريكا بر سر اينكه مرد مقتدري در ايران روي كار آيد و تذكر مستقيم دكتر گريدي به شاه به محض رسيدن به تهران و پشتيباني وي از رزم آرا، قدرت و موقعيت محمدرضا شاه را به شدت متزلزل ساخته بود. روز هشتم تيرماه 1329 گريدي به همراه هيئتي اقتصادي وارد تهران شد و پيش از آنكه استوارنامۀ خود را تقديم دارد، عدم اعتماد دولت امريكا را به محمدرضا شاه نشان داد و گفت:

«شاه بايد تماشاچي باشد. او ابداً نبايد در سياست داخلي دخالت كند. اگر ايران بخواهد از بحران نجات يابد بايد نقش راهنمايي و ارشاد امريكايي ها را به خوبي دريابد.» (2)

 

  تیرباران برخی اعضاء حزب توده

 تیرباران برخی اعضاء حزب توده پس از کودتا28 امرداد1332


دكتر «حسن ارسنجاني» درباره اين سياست امريكا نوشته است:
«امريكا و انگليس حساب كرده اند كه اگر در ايران تعديل ثروت نشود و فاصلۀ طبقات از آنچه هست كمتر نگردد، خطر انقلاب اجتماعي در ايران هميشه منافع آنها را تهديد خواهد كرد. بنابراين نقشۀ تحول بر دو پايۀ اساسي قرار گرفته است:
1. اصلاحات ظاهري براي راضي نگهداشتن مردم.
2. تجهيز ايران به منظور پيوستن عملي به جبهۀ انگلوساكسون و آمادگي براي جنگ با شوروي.

آخرين راهي كه براي پيشبرد مقاصد خود يافته اند، روي كار آوردن شخص مقتدري با اختيارات به ظاهر قانوني است كه در درجۀ اول آن شخص مورد اعتماد خودشان باشد و بتوانند به او اطمينان كنند و ثانياً قدرت اجراي برنامه هاي ظاهراً اصلاحي را داشته باشد.

مقصود از توافق و رفع اختلاف نظر آنها، به وجود آوردن چنين حكومتي در ايران است كه مردم به نان و شكم خود سرگرم باشند. انگليسي ها، آسوده نفت را ببرند و امريكايي ها بازارهاي ايران را با نايلون و بادكنك پر كنند و توپ و تانك به كشور ما بريزند تا روز اعلام جنگ، ما حاضر براي قرباني شدن باشيم.» (3)

 

جبهۀ ملي، دولت رزم آرا را «شبه كودتا» ناميد و خطر مستقر شدن يك ديكتاتور نظامي را به ملت ايران هشدار داد. در چنين شرايطي، محمدرضا شاه «گربه عابد» شده و در مصاحبه با «آلبيون راس» خبرنگار روزنامۀ نيويورك تايمز در تهران، از دموكراسي و آزادي دفاع كرد و گفت:

«من در ممالك دموكراتيك تربيت شده ام. ديگر آن قدرت فردي در مملكت نيست و آن قدرت فردي تجديد نخواهد شد. اكنون در تمام دنيا تمايل بر اين است كه آزادي بيشتر رشد كند و بيشتر گردد. من نيز مي كوشم خدماتي انجام دهم، اما از طريقي ديگر، نه از راه تجديد قدرت فردي.
صحيح است كه اين روش به كندي پيشرفت مي كند، ولي اثرات آن از نظر زمان پايدارتر خواهد بود و پس از من به جاي خواهد ماند. يكي از نقاط ضعف قدرت فردي اين است كه به مجرد رفتن پيشوا، خطر از ميان رفتن ترقياتي كه به دست او پي گذارده شده است، وجود دارد.» (4)

 

 اعضای کمیته مرکزی حزب تودۀ ایران در کنگرۀ بیستم حزب کمونیست شوروی

اعضای کمیته مرکزی حزب تودۀ ایران در کنگرۀ بیستم حزب کمونیست شوروی در سال 1956م  از راست به چپ: عبدالصمد کامبخش، ایرج اسکندری، رضا رادمنش، فریدون کشاورز، رضا روستا

--

مطالب مرتبط:

66. اگر مستقيماً با همسايۀ شمالي صحبت نكنيم و اگر كميسيون سه جانبه تشكيل شود

67. اگر قوام تدبير و سياست به خرج نمي داد

68. اگر شوروي بخواهد از حزب توده براي ايجاد قيام مسلحانه استفاده كند

69. اگر رزم آرا زنده مي ماند و طوفان نفت را از سر مي گذارند

اگرهای تاریخ ایران - فهرست مطالب

--
پي نوشت:
1. باختر امروز. شماره 279. مورخ 1329/4/18. به نقل از نيويورك تايمز. به قلم آليبون راس.
2. باختر امروز. شماره 320. مورخ 1329/6/6. به نقل از مقالۀ «ادوارد سابليه» دربارۀ ايران.
3. روزنامه داريا. شماره 253. مورخ 1329/3/29. «نقشه تحول» دكتر ارسنجاني.
4. داد. شماره 1920. مورخ 1329/7/6.

 

مطالب مرتبط



اشتراک گذاری

بازدید: 2525 بار  

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید