پنجشنبه 23 مرداد 1399

به سایت پدر و پسر خوش آمدید.

اگرهای تاریخ ایران- اگر 67

چاپ
( 128 رای )

 خانه قوام السلطنه

تصویری از خانه قوام که اکنون موزه آبگینه و سفالینه در تهران است. این مجموعه تا سال 1330، خانه و محل کار قوام‌ بود و پس از آن مدتی در اختیار سفارت مصر و  سفارت افغانستان قرار گرفت.

 

67. اگر قوام تدبير و سياست به خرج نمي داد

«احمد قوام» در بين سياستمداران قديم ايران، نوعي معماست. او در طول عمر سياسي خود، هر بار به شكلي ظاهر شد. ائتلاف هاي متغير وي گواه روشني بر اين مدعا است:

• شاه از سال هاي 1320 تا 1325 مخالف او بود و او را دشمن كينه توز سلسلۀ پهلوي مي دانست؛ در سال 1325 و 1326 او را به عنوان دژي در برابر كمونيسم ياري داد؛ در 1327 مجدداً به او پشت كرد و او را به عنوان دشمن خاندان خود مجبور به ترك كشور كرد؛ در 1331 بار ديگر به او رو كرد و عليه مصدق با او هم پيمان شد!

• حزب توده در سال هاي 1320 تا 1325 به او، به عنوان مشروطه طلبي كه در جدال با يك ميلتاريست بود، اعتماد كرد؛ در سال هاي 1325 تا 1327 وي را نمايندۀ اشراف زمين دار دانست و رو در رويش ايستاد، در سال هاي 1327 و 1328 براي جلوگيري از قدرت فزايندۀ سلطنت، دور و بَر او را گرفت و در 1331 به او، به عنوان نوكر شاه، انگليس و طبقۀ حاكم، حمله كرد.

• مصدق در سال هاي 1320 تا 1324 او را به علت اتخاذ سياست خارجي موازنۀ مثبت مورد انتقاد قرار داد؛ در 1324 به عنوان تنها سياستمدار قادر به مذاكرۀ با روس ها به او رأي داد؛ در 1325 و 1326 وي را به تضعيف مجلس متهم ساخت، در 1326 و 1327 در برابر شاه از او حمايت كرد و در 1331 او را آلت دست امپرياليسم انگليس ناميد.

• انگلستان در 1321 به عنوان نخست وزيري با اراده و دوست متفقين قوام را ياري داد؛ در 1322 تا 1325 به عنوان دوست شوروي با او به مخالفت برخاست؛ در سال هاي 1325 و 1326 به دليل انجام مذاكرات تخليۀ قواي شوروي ، وي را تحسين كرد؛ در 1326 و 1327 به خاطر به خطر افكندن منافع انگليس در خوزستان و بحرين مجدداً با او به مخالفت برخاست و در 1331 او را به عنوان جانشين مصدق تأييد كرد. (1)

 

هئیت ایرانی به ریاست قوام پیش از سفر به مسکو

هئیت ایرانی به ریاست قوام (یا عینک تیره) پیش از سفر به مسکو

 

قوام تصميم گرفت ابتدا مهار مسائل خارجي را به دست گيرد. در 29 بهمن ماه 1324 هيئتي به رياست احمد قوام، نخست وزير، براي مذاكره پيرامون تخليۀ ايران به شوروي رفت. مذاكرات اين هيئت، تا 16 اسفندماه 1324 كه از خاك شوروي خارج شد، به طول انجاميد. در اين مدت استالين ضيافت مجللي به افتخار قوام و هيئت همراهش در كاخ كرملين برپا كرد كه تمام مقامات شوروي در اين ضيافت شركت داشتند. (2)

 

در 15 فروردين ماه 1325 ، مذاكرات قوام و «سادچيكف»، سفير جديد شوروي پايان يافت و آن دو اعلاميۀ مشتركي صادر كردند. در اين اعلاميه آمده بود:

1. ارتش شوروي ظرف يك ماه و نيم خاك ايران را تخليه خواهد كرد.

2. قرارداد ايجاد شركت نفت ايران و شوروي تا انقضاي مدت هفت ماه براي تصويب مجلس پانزدهم پيشنهاد شود.

3. در مورد آذربايجان چون مسئله داخلي ايران است ترتيب مسالمت آميزي اتخاذ گردد. (3)

سه روز بعد احمد قوام طي تلگرافي دربارۀ مذاكرات ايران و شوروي از استالين تشكر كرد. (4) سرانجام در چهارم خردادماه 1325 سفير شوروي رسماً اعلام كرد تخليه ايران از نيروهاي شوروي انجام گرفته است. (5)

در عين حال، قوام به سوي نيروهاي چپ نيز دست دوستي دراز كرد. وي با كاستن از محدوديت هايي كه حكومت ها پيشين بر حزب توده روا داشته بودند، به ارتش دستور داد دفاتر حزب را تخليه كند. او اعضاي حزب را از زندان آزاد كرد، به حكومت نظامي در تهران پايان داد، اجتماعات عمومي را آزاد كرد و حزب را تشويق كرد باشگاه هايي را كه در شهرهاي جنوب به هنگام تهاجم جناح راست آتش زده شده بود، بازگشايي كند.

قوام، سرلشكر «حاج علي رزم آرا» را به رياست ستاد مشترك گماشت. چرخش به چپ، زماني شدت گرفت كه قوام بدون مشورت با شاه، كابينه اي ائتلافي با احزاب دموكرات، توده و ايران تشكيل داد.

«جان هليه لو روژتل» سفير جديد انگلستان، مدعي شد كه هشت تن از يازده وزير كابينۀ قوام يا كمونيست هستند و يا «هم مشرب» كمونيست ها. (6)


روژتل در خردادماه چنين هشدار داد:
«اكراه قوام از اقدام بر ضد حزب توده به دليل قدرت فزايندۀ آن سازمان است. اگر در برابر آن شدت عمل به خرج دهد، توده اي ها تقريباً به طور حتم تلافي مي كنند، او را ساقط كرده و كمونيست تمام عياري جايش مي گذارند.»

در تيرماه 1325، انگليسي ها پايگاه خود را در بصره تقويت كردند و دو ناو جنگي را در نزديكي آبادان مستقر ساختند و آمادۀ پياده كردن نيرو در خوزستان شدند. (7)

 

احمد قوام در جوانی احمد قوام در میانسالی تصویری از آخرین روزهای زندگی احمد قوام

احمد قوام ملقب به قوام السلطنه (1334-1252) در سه دوره از زندگی خود: جوانی، میانسالی و  کهنسالی (آخرین روزهای عمر) / احمد قوام ، پنج بار نخست‌وزیر شد (دو بار در پایان دوران قاجار و سه بار در زمان حکومت محمدرضا پهلوی)

 

قوام پس از موفقيت هايي كه به دست آورده بود به تدريج چرخش سياسي خود را آغاز كرد و وزيران توده اي و وابسته به حزب ايران را كنار گذاشت و چپگراها را از مشاغل دولتي و شوراي عالي نظارت كه قرار بود ناظر انتخابات آيندۀ مجلس باشند، تصفيه كرد.

گذشته از اين، روابط خود را با تبريز و مهاباد سردتر كرد و متعاقباً در آذرماه 1325 اجازه داد ارتش به آذربايجان و كردستان هجوم آورد. «پيشه وري» بار ديگر از مرز گذشته و وارد خاك شوروي شد. شاه در 23 آذرماه از سرلشكر رزم آرا رئيس ستاد ارتش و نيز در تاريخ 27 آذرماه طي نامه اي از خدمات احمد قوام در حل غائله آذربايجان تشكر و سپاسگزاري كرد. (8)

قوام در 29 مهرماه 1326 پس از تأخير فراوان، سرانجام پيشنهادهاي نفتي ايران و شوروي را به مجلس تقديم كرد. با اكثريت 102 نفر از 104 نفر عدۀ حاضر در مجلس، اين پيشنهاد رد شد. ضمناً در همين طرح دولت موظف شد دربارة استيفاي حقوق ملت ايران از نفت جنوب، باب گفتگو را باز كند. (9)

ساچيكف سفير شوروي در ايران، به نمايندگي از طرف دولت خود شرح تند و زننده اي به نخست وزير نوشت و دربارۀ رد قرارداد نفت در مجلس شديداً اعتراض كرد و آن را عهدشكني تلقي كرد. او همچنين نسبت به ادامۀ قرارداد نفت با انگليس ها مخالفت كرد و آن را نقض پيمان مودت دانست. (10)

سرانجام، دولت قوام كه از بهمن ماه 1324 تا آذرماه 1326، به خوبي از پس غائله استان هاي شمالي «گيلان، آذربايجان و كردستان» برآمده بود، در 18 آذرماه 1326 به دليل نگرفتن رأي اعتماد از مجلس سقوط كرد.

در 29 آذرماه در جلسۀ خصوصي مجلس براي نخست وزير آينده، اخذ رأي به عمل آمد. از 113 نفر عدۀ حاضر، 54 رأي به نام ابراهيم حكيمي و 53 رأي به نام دكتر محمد مصدق ريخته شد و شاه فرمان نخست وزيري حكيمي را بار ديگر صادر كرد. (11)

 هر چند هزاردستان ما (قوام) چهره اي داشت كه در پشت اين معماها، عدم ضميميت و عدم ثبات آشكار او نشان مي داد، با اين همه به خوبي توانست ايران را به سلامت از اين دورۀ بحراني بگذراند.

او واقع بين و خونسردي بود و سياست را هنر ممكنات مي دانست و به اين موضوع كه اوضاع پر مخاطرۀ سياسي ممكن است براي خود او و كشور، بدترين نتيجۀ ممكن را در برداشته باشد، آگاهي داشت. چه بسا اين ضرب المثل كه: «ايراني بارها مملكت خود را مي فروشند ولي هيچوقت آن را تحويل نمي دهند»، در نتيجۀ تكرار چنين تجربياتي به وجود آمده باشد. اختلاف بين ظاهر و واقعيت وجود وي، بين بيم ها و اميدهايش، بين خواسته ها و توانايي هايش، وادارش مي ساخت كه اهداف حقيقي اش را پنهان دارد.

پس از پايان غائله آذربايجان، «ژرژ بيدو» وزير امورخارجۀ فرانسه به «انوشيروان سپهبدي» سفير ايران گفته بود:
«اين سولتاناي شما (منظور احمد قوام) يكي از با تدبيرترين و زيرك ترين سيستمداران عصر حاضر است.» (12)

 

محمدرضا شاه و احمد قوام 

 محمدرضا شاه و احمد قوام

احمد قوام، همانند دكتر مصدق از معدود سياستمداراني بود كه مستقل از شاه عمل مي كرد. او در حل مسئلۀ آذربايجان خدمات بزرگي به صلح جهاني و ايران كرد. او در برابر تلاش شاه كه مي كوشيد حل مسئله آذربايجان را به حساب خودش بگذارد، در نامه اي (خردادماه 1329) به شاه نوشت:

«افسوس و هزار افسوس كه نتيجۀ جانبازي ها و فداكاري هاي فدوي را با كمال بي رحمي و بي انصافي تلقي فرمده اند. پس ناچارم برخلاف مسلك و رويۀ خود كه هيچ وقت دعوي حُسن خدمت نكرده ام و هر خدمتي را وظيفة ملي و وطن پرستي خود دانسته ام، در اين مورد با كمال جسارت و با رقت قلب و سوز دل به عرض برسانم كه به خداي لايزال قسم روزي كه تقديرنامۀ اعلي حضرت به خط مبارك به افتخار فدوي رسيد كه ضمن تحسين و ستايش فرموده بودند، سهم مهم اصلاح امور آذربايجان به وسيلۀ فدوي انجام يافته است، متحير بودم چگونه افتخار ضبط و قبول آن را حائز شوم، زيرا غير از خود براي احدي در انجام امور آذربايجان سهم و حقي قائل نبودم و فقط نتيجۀ تدبير و سياست فدوي بود كه به حمدالله مشكل آذربايجان حل شد و اهالي رشيد و غيرتمند آذربايجان با سياست فدوي ياري و همكاري نمودند.» (13)

بزرگترين خبط سياسي قوام، قبول نخست وزيري در 26 تير 1331 در گرماگرم نهضت ملي شدن نفت بود. او، توسط اشرف پهلوي، مادر شاه و فرستادگان اينتليجنس سرويس به پاريس، اغوا شد و نخست وزيري را پذيرفت و پس از پنج روز زمامداري بيهوده در برابر قيام ملي 30 تير با فضاحت از كار كناره گرفت و آبروي خود را بر باد داد.

--

مطالب مرتبط:

66. اگر مستقيماً با همسايۀ شمالي صحبت نكنيم و اگر كميسيون سه جانبه تشكيل شود

67. اگر قوام تدبير و سياست به خرج نمي داد

68. اگر شوروي بخواهد از حزب توده براي ايجاد قيام مسلحانه استفاده كند

69. اگر رزم آرا زنده مي ماند و طوفان نفت را از سر مي گذارند

اگرهای تاریخ ایران - فهرست مطالب

--
پي نوشت:
1. «ايران بين دو انقلاب از مشروطه تا انقلاب اسلامي». آبراهاميان، يرواند. ص204.
2. «روزشمار تاريخ ايران از مشروطه تا انقلاب اسلامي». عاملي، باقر. ج1. نشر گفتار. تهران. چاپ چهارم 1376. ص385.
3. همان، ص388.
4. همان، ص390.
5. همان، ص391.
6. «ايران بين دو انقلاب از مشروطه تا انقلاب اسلامي». ص204.
7. همان، ص212.
8. «روزشمار تاريخ ايران از مشروطه تا انقلاب اسلامي». ج1. ص400.
9. همان، ص409.
10. همان، ص410.
11. همان، ص410.
12. «اطلاعات سياسي – اقتصادي. سال دهم. شماره 9 و 10. خرداد و تير 1375. شماره پي در پي 106-105 . مقاله «مسئله آذربايجان چگونه حل شد؟» دكتر عبدالرضا هوشنگ مهدوي. ص49.
13. «روزشمار تاريخ ايران از مشروطه تا انقلاب اسلامي». ج1. ص551.

مطالب مرتبط



اشتراک گذاری

بازدید: 3002 بار  

نظرات 

 
+28 #1 فرهادی 18 آبان 1392 ساعت 10:43
مطلبی از کتاب خاطرات علی امینی برایتان ارسال می دارم که با این «اگر» بی ارتباط نیست !
علی امینی نوشته است : «روزی پدر خانمم(وثوق الدوله) تلفن کرد و خواست که به دیدنش بروم . رفتم . خانه نشین بود و سخت بیمار . گفت محرمانه از قول من به برادرم آقای قوام السلطنه بگویید ، این طور که پیداست خیال دارد «تیتو» ایران شود ! از من شنیده باشد که این کار عاقبت خوشی ندارد.(اشاره به ریاست جمهوری مارشال تیتو در یوگسلاوی با کمک شوروی)
رفتم و پیام را رساندم.
قوام السلطنه سکوتی کرد و گفت از قول من به برادرم سلام برسانید و عذرخواهی کنید از اینکه به علت گرفتاری نمی توانم به عیادتشان بروم و بگویید قضیه را به زودی انشاءاالله به اطلاعشان می رسانم . این پیام را هم رساندم . چند ماهی گذشت . وزرای توده ای از کابینه اخراج شدند و در روز 21 آذر 1326 قوای ایران وارد آذربایجان شد و سران فرقه دمکرات به شوروی گریختند .
فردای آن روز قوام السلطنه مرا خواست و گفت خدمت برادرم آقای وثوق الدوله بروید ، سلام مرا برسانید و بگویید : نتیجه را ملاحظه فرمودید !» (خاطرات علی امینی.ص 62)
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید