شنبه 29 شهریور 1399

به سایت پدر و پسر خوش آمدید.

اگرهای تاریخ ایران- اگر 62

چاپ
( 92 رای )

راه آهن 

 

62. اگر مبدأ و مقصد راه آهن شمالي – جنوبي درست انتخاب مي شد

يك راه آهن سراسري بايد واجد سه ويژگي باشد: نخست جنبۀ راهبردي داشته باشد (به منظور دفاع از كشور)؛ دوم جنبۀ اقتصادي داشته باشد (يعني بتواند چون يك راه ترانزيت بين المللي براي حمل و نقل كالاهاي تجاري عمل كند) و سوم جنبۀ ارتباطي داشته باشد.

هنگامي كه مسير راه آهن سراسري ايران تعيين شد، هفت شهر مهم كشور از لحاظ جمعيت و ارزش اقتصادي، به غير از پايتخت، عبارت بودند از: تبريز، مشهد، همدان، رشت، شيراز و كرمانشاه. اما مسير انتخابي راه آهن سراسري ايران به نحوي عنادآميز و برخلاف تمام اصول اقتصادي، هيچ يك از اين شهرها را به هم ارتباط نمي داد، پس جوابگوي شرط اول نبود.

  پل ورسک در زمستان

 ساخت پل  ورسک در سال ۱۹۲۷آغاز شد. این پل در زمان افتتاحش  در سال ۱۹۳۷ با ۱۲۰ متر ارتفاع بلندترین پل جهان به شمار می‌آمد.

اين مسير عجيب كه هيچ ايراني در انتخاب آن شركت نداشت، نه فقط هيچ يك از شهرهاي مهم ايران را به هم متصل نمي كرد، در منتهي اليه شمال به بن بست بندر گز ختم مي شد كه به هيچ نقطه اي در كرۀ زمين ارتباط نداشت و از اين جهت، در تاريخ راه آهن سراسري دنيا منحصر به فرد بود و در منتهي اليه جنوب به «خور موسي» ختم مي شد كه به علت نزديكي به مرز خشكي عراق، از نظر دفاعي آسيب پذير و از لحاظ راهبردي نامناسب بود.

طي دو سدۀ اخير دروازه هاي باز ايران به خارج و بر عكس، در شمال كشور، براي ورود و خروج كالا و مسافر، يكي شهر تبريز (براي ارتباط با اروپا از طريق روسيه و تركيه، به وسيله راه شوسه و راه آهن) و ديگري بندر انزلي (انتهاي خط كشتيراني بازرگاني روسيه) بوده است.

عقل سليم به هنگام انتخاب مبداء و مقصد راه آهن در شمال، به ناچار متوجه اين دو نقطه مي شد كه به طور طبيعي بايد براي امور ترانزيت كه از ملاحظات مهم انتخاب مسير راه آهن سراسري است، مورد استفاده قرار مي گرفتند.

چون پرتغالي ها و انگليسي ها براي ورود كالا و مسافر به ايران و خروج از آن قبلاً منطقۀ هرمز را انتخاب كرده بودند، پس منطقاً بايد «بندرعباس» به عنوان پايانه خط آهن در نظر گرفته مي شد.

از لحاظ راهبردي نيز منطقۀ بندرعباس از احتمال تعرض زميني از جانب كشور همسايه (عراق) مصون است. مي گويند، اغلب فقيران با تصميم هاي نابجا خود را فقيرتر مي كنند و ثروتمندان با تصميم هاي بجا، خود را ثروتمندتر. پروفسور«گينزبرگ» (1)، معتقد است مسير راه آهن ايران از جهت الزام به رفت و برگشت اضافي كه موجب گراني و فقر مزمن مي شود، در دنياي موردي كلاسيك است.

از اصول اوليه و لازم در احداث مسير راه آهن اين است كه از رفت و برگشت اضافي در راه آهن اجتناب شود (البته تغيير مسيرهاي راه آهن به دليل جغرافيايي ربطي به اين مطلب ندارد). (2)

به بياني ديگر، معمولاً در تمامي كشورها راه آهن سراسري را از مراكز پر جمعيت مي گذرانند تا از رفت و برگشت اضافي محمولات جلوگيري شود. (3)

 

 پدر و پسر(پهلوی) در قطار   پدر و پسر(پهلوی) در کنار خط آهن  احداث شده توسط پدر

پدر و پسر (پهلوی) و خط آهن ساخته شده توسط پدر

 

كافي است به ياد آوريم در وضع فعلي راه آهن سراسري، محمولاتي كه بايد در خرمشهر تحويل داده شوند، ناچار بايد پس از ورود به خليج فارس و گذر از بندرعباس، در امتداد غرب و شمال غرب، يك هزار كيلومتر راه اضافي را طي كنند تا به خرمشهر برسند. همچنين در صورتي كه مقصد قسمت هاي مركزي و شرقي كشور باشد، بايد همان هزار كيلومتر طي شده يا كسري از آن را مجدداً بازگردند.

مفهوم اقتصادي آنچه بيان شد، اين است كه از ابتداي تأسيس راه آهن سراسري تاكنون، بيشينۀ ايرانيان براي دريافت اجناس وارداتي، فقط به علت انتخاب خرمشهر به جاي بندرعباس، مجبور به پرداخت كرايۀ اضافي بوده اند. (4)

به بياني ديگر ، اگر راه آهن ايران در مسير شمال – جنوب دست كم مبداء و مقصد مناسبي داشت، موجب پرداخت كرايه اضافي و در واقع دور ريختن ثروت كشورمان نمي شد. اين اضافه پرداخت ها چون مستمر بوده اند باعث گران شدن بي دليل اجناس خارجي شده و خود موجب استمرار فقر عمومي و بالا رفتن سطح قيمت اجناس هستند. اين مسافت هاي اضافي از نظر فني به معناي فرسودگي ريل، واگن، لوكوموتيو و ساير وسايل، نيز هست كه به تعويض زودرس وسايل و هزينه شدن ارز كشور مي انجامد.

اگر سرمايه اي را كه براي حمل و نقل و ارائه خدمات تعمير و نگهداري، بيهوده تلف شده است، در مدت زمان استفاده از اين خط آهن ضرب كنيم، با ارقامي نجومي و باورنكردني مواجه خواهيم شد.

 

 رضاشاه پهلوی در حال سفت کردن آخرین پیچ راه آهن سراسری در مازندران.

رضاشاه پهلوی در حال سفت کردن آخرین پیچ راه آهن سراسری در مازندران 


مسير راه آهن ايران براي چه كساني منفعت داشت؟

مسير راه آهن ايران، كوتاه ترين و مطمئن ترين راه براي دولت انگلستان بود تا نيروهاي خود را در حداقل زمان ممكن از طريق راه آهن سراسري ايران، به جنوب شرقي درياي خزر برساند و بتواند پهلو و عقبه دشمنان فرضي را كه از غرب افغانستان و شرق خراسان به هندوستان حمله ور مي شدند، قطع كند.

با توجه به اينكه انگلستان داراي ناوگان بازرگاني و جنگي قابل ملاحظه اي بود، نفع آن دولت در انتقال نيرو از هر نقطه كره زمين به نقطه ديگر معطوف به استفاده حداكثر از حمل و نقل دريايي و استفاده حداقل از حمل و نقل زميني بود.

اين امر منافع اقتصادي و امنيتي دولت انگليس را به طور همزمان تضمين مي كرد. براي يك واحد نظامي كه از هندوستان يا هر نقطه ديگر امپراتوري انگلستان به مقصد نهايي (بندر گز) اعزام مي شد، منتهي اليه شمال غربي خليج فارس مناسب ترين نقطه براي پياده شدن بود، زيرا آن نقطه كوتاه ترين مسير زميني و بلندترين مسير دريايي را در اختيار دولت انگلستان قرار مي داد كه از هر جهت به صرفه بود. اما از آنجا كه ايران فاقد ناوگان بازرگاني بود و بر درياها تسلط نداشت، راه دريايي از نظر اقتصادي و امنيتي كاملاً به ضرر اين كشور تمام مي شد.

از لحاظ راهبردي، قرار دادن پايانه راه آهن در جنوب غربي و مجاور مرزهاي خشكي دشمني بالقوه (چرا كه مناسبات سياسي بين دو كشور همسايه دستخوش تحولات پيش بيني نشده بوده و خواهد بود) براي كشوري كه بيش از 1200 كيلومتر سواحل درياي قابل استفاده و بلامنازع در اختيار دارد، نه تنها ضرورت نداشت بلكه غير عقلايي بود.

بدين سان با توجه به نياز به دفاع احتمالي از هند، راه آهن ايران از لحاظ راهبردي اهميت بسيار زيادي براي انگلستان داشت، به ويژه كه اين كشور براي احداث آن پشيزي هم نمي پرداخت.

به اين ترتيب، استعمارگراني كه براي تأسيس ذوب آهن در ايران اشكال تراشي مي كردند و حاضر نبودند ليرۀ حق الامتياز نفت را به ارزهاي ديگر تبديل كنند و نيز با ايجاد موانع سياسي، دولت هاي صنعتي را از فروش كارخانه به ايران منصرف مي ساختند، براي ايجاد اين راه آهن هيچ گونه اشكال تراشي اي نكردند.

--

مطالب مرتبط:

47. اگر وزير مختار انگليس با احداث راه آهن مخالفت نمي كرد

61. اگر راه آهن ايران به صورت شرقي – غربي كشيده مي شد

62. اگر مبدأ و مقصد راه آهن شمالي – جنوبي درست انتخاب مي شد

63. اگر رضاشاه از تحولات جهان در سال هاي 41-1939 درك درستي داشت

64. اگر رضاشاه اجازه مي داد متفقين از راه آهن استفاده كنند

اگرهای تاریخ ایران - فهرست مطالب

--
پي نوشت:
1. A.Guinsberg استاد اقتصاد كلمبياي ايالات متحدۀ امريكا.

2. در جدول ذيل مسافت پاره اي از نقاط كشور نسبت به دو منطقۀ بندرعباس و خرمشهر (با 10 درصد تقريب) ارائه داده شده است:
تهران، مسافت از بندرعباس به تهران 1501 كيلومتر.
مسافت از خرمشهر به تهران+ 1000 كيلومتر اضافي از بندرعباس تا خرمشهر = 2010 كيلومتر
مسافت اضافي كنوني خرمشهر به تهران، كيلومتر 509=1501-2010

تبريز، مسافت از بندرعباس به تبريز 2125 كيلومتر.
مسافت از خرمشهر به تبريز + 1000 كيلومتر راه اضافي از بندرعباس تا خرمشهر= 3625 كيلومتر
مسافت اضافي كنوني خرمشهر به تبريز، كيلومتر 500= 2125-3625

مشهد، مسافت از بندرعباس به تهران و مشهد 2501 كيلومتر.
مسافت از خرمشهر به تهران و مشهد+ 1000 كيلومتر راه اضافي از بندرعباس تا خرمشهر= 3001 كيلومتر.
مسافت اضافي كنوني خرمشهر به مشهد، كيلومتر 500= 2501-3001

اصفهان، مسافت از بندرعباس به اصفهان 1083 كيلومتر.
مسافت از خرمشهر به تهران و اصفهان+ 1000 كيلومتر راه اضافي از بندرعباس تا خرمشهر= 2415 كيلومتر.
مسافت اضافي كنوني خرمشهر به اصفهان، كيلومتر 1332= 1083-2415

شيراز، مسافت از بندرعباس به شيراز 610 كيلومتر.
مسافت از خرمشهر به تهران و شيراز+ 1000 كيلومتر راه اضافي از بندرعباس تا خرمشهر= 2929 كيلومتر.
مسافت اضافي كنوني خرمشهر به اصفهان، كيلومتر 2319= 610-2929

كرمان، مسافت از بندرعباس به كرمان 498 كيلومتر.
مسافت از خرمشهر به تهران و كرمان+ 1000 كيلومتر راه اضافي از بندرعباس تا خرمشهر= 2754 كيلومتر.
مسافت اضافي كنوني خرمشهر به كرمان، كيلومتر 2004= 498-2754
به نقل از كتاب كهنه سرباز، تأليف غلامرضا مصور رحماني.


3. به استثناي ساكنين خوزستان، لرستان، كرمانشاهان، كردستان و نقاط مجاور آنها كه طبق آمارهاي ناقص، تنها 10% جمعيت ايران را تشكيل مي دهند، بيشتر جمعيت ايران در قسمت هاي مركزي، شمال و شمال غرب ايران سكونت دارند.

4. درصد پرداخت كرايۀ اضافي براي كالاهاي وارداتي به تفكيك شهرها به شرح زير است:
تهران:    33 درصد
تبريز:     23 درصد
اصفهان: 122 درصد
مشهد:  20 درصد
شيراز:   310 درصد
كرمان:   406 درصد

مطالب مرتبط



اشتراک گذاری

بازدید: 3168 بار  

نظرات 

 
+9 #1 anzan 27 خرداد 1394 ساعت 20:54
خدا را شکر می کنیم که رضا شاه با همت عالی در ان زمان انرا ساخت
نقل قول
 
 
+2 #2 حسن 22 فروردين 1395 ساعت 19:28
درایت، مدیریت، میهن پرستی و تلاش بی وقفه رضاشاه بی بدیل بوده است وجای هیچ شکی در آن نیست. درود بیکران بر او
نقل قول
 
 
+1 #3 مهدی 16 مهر 1395 ساعت 21:43
لعنت خدا بر کسی که نمک میخورد و نمکدان میشکند! درود خدا بر روح پدر ایران نوین رضا شاه پهلوی
نقل قول
 
 
0 #4 محمد 30 فروردين 1398 ساعت 21:46
واقعا خجالت بکشید وقتی این مطلب را میخونید بعد به رضا پالونی میگید پدر ایران نوین
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید