اگرهای تاریخ ایران- اگر 49

چاپ
( 78 رای )

 میرزا حسین خان قزوینی ملقب به سپهسالار

 سپهسالار بیست سال از عمر خود را  در خارج از ایران  به سر برده و با جنبش‌های قانون‌خواهی و مشروطه‌طلبی  آشنا شده بود.

 

49. اگر سپهسالار موفق به جذب سرمايه هاي خارجي شده بود

اصرار سپهسالار براي انعقاد قرارداد «رويتر» و اساساً جذب سرمايۀ اروپايي در ايران، به دليل بود كه او و همفكرانش نه تنها اين راه حل را در تضاد با منافع ملي ايران نمي دانستند بلكه سرمايه گذاري خارجي ها را در ايران تنها راه شروع توسعه اقتصادي ايران مي پنداشتند.

درست برعكس نظر كساني كه معتقد به انزواي ايران بودند، سپهسالار با توجه به نبود سرمايه و فقدان دانش، مهارت و تجربه در داخل كشور، سرمايه گذاري خارجي در ايران را راه موثري براي جبران عقب ماندگي ها مي دانست.

واقعيت تلخ آن است كه امثال ملكم خان و ميرزاحسين خان سپهسالار، 150 سال پيش به طور فطري دريافته بودند كه به جاي كشيدن سيم خاردار به دور مملكت، بايد با تهاجم اقتصادي غرب با همان زبان و تكنيك غربي وارد عرصه پيكار شد، اين دقيقاً همان سياستي است كه امثال كره جنوبي، ژاپن، اندونزي، مالزي و ديگران در پيش گرفتند.

 

 مسجد سپهسالار

تصویری از مسجد سپهسالار تهران. ساخت این بنا  در دو سال پایانی عمر میرزا حسین خان سپهسالار آغاز شد و هزینه آن نیز از محل عواید شخصی وی تامین می شد، ولی تکمیل مجموعه پس از مرگ وی توسط برادرش صورت گرفت.


پس از گذشت 150 سال و به رغم تمام تلاش هايي كه براي صنعتي كردن و توسعۀ ايران صورت گرفته، هنوز هم اندر خم يك كوچه ايم. ما هنوز سرگرم اين بحث ها هستيم كه امثال ملكم خان و سپهسالار خائن بوده اند، چون مي خواسته اند از دانش، فن آوري و صنعت غرب بهره جويند و در عوض، كساني كه به دنبال كشيدن ديوار چين بر گرد جامعه بودند، انسان هايي خادم و وطن پرست بوده اند. (1)

سپهسالار به يقين مي انديشيد كه: «با به كار انداختن سرمايه انگليسي(2) در ابعادي گسترده، مي تواند تضمين تماميت ارضي مرزهاي ايران را در برابر زياده روي ها و تجاوزات روس، از دولت انگليس به دست آورد.» (3)

نزديكي او به قدرت هاي اروپايي و سعي در جذب و جلب سرمايه هاي خارجي، به انگيزه سرسپردگي يا غرب زدگي و از خود بيگانگي صورت نمي گرفت بلكه برعكس، سپهسالار سوداي پيشرفت، حفظ استقلال و حراست از تماميت ارضي كشور را داشت و در دورة صدارتش در اين زمينه از هيچ تلاشي فروگذار نكرد.

او همچنين كوشيد كه علاه مندي و ياري آلمان را به ايران جلب كند و تلاش كرد كه با ميانجي گري اتريش و آلمان، بي طرفي سياسي ايران و تماميت ارضي آن را در اعلاميه چندجانبه بين المللي بگنجاند.»(4)

 

نخواست، نتوانست و نگذاشتند

 

زين الدين مراغه اي در سياحت نامه ابراهيم بيك مي گويد:
«ناصرالدين شاه در پنجاه سال سلطنت نتوانست يا نخواست و يا نگذاشتند اصلاحات صحيحه را بنمايد.» (5)


اما نصرالله صالحي در اين باره مي گويد:
«با دقت در عملكرد ناصرالدين شاه مي توان به يقين گفت كه هر سه فعل منفي (نخواست، نتوانست، نگذاشتند) در مورد او كاملاً صحيح به نظر مي رسد، اما «نخواستن» او بر دو فعل منفي ديگر مقدم است، چرا كه در درجۀ اول ناصرالدين شاه نخواست به انجام اصلاحات تن دهد، چون اصلاحات با منافع مطلق او منافات داشت.» (6)


در هر حال، با توجه به روحيۀ ناصرالدين شاه، پر واضح است كه عناصر انگشت شمار اصلاح طلب با اندك خشم يا حتي اطرافيان او، از صحنه بيرون رانده مي شدند و جاي آنها را درباريان منفعت طلب پر مي كردند.

به همين جهت، ناصرالدين شاه قادر به تحمل وجود عناصر اصلاح طلب و روشنفكري نظير: اميركبير، ملكم خان، سيدجمال الدين افغان و ميرزاحسين خان سپهسالار نبود و به محض احساس خطر نسبت به قدرت مطلق خود، به قلع و قمع آنها مي پرداخت. به تعبير ناظم الاسلام كرماني، ناصرالدين شاه «به هر كاري اقدام كرد، ناتمام گذارد.» (7)

 --

مطالب مرتبط:

48. اگر ميرزا حسين خان سپهسالار براي برپايي جامعۀ مدني مجال مي يافت

49. اگر سپهسالار موفق به جذب سرمايه هاي خارجي شده بود

50. اگر ناصرالدين شاه به اروپا سفر نكرده بود

51. اگر ناصرالدين شاه به قتل نرسيده بود

 اگرهای تاریخ ایران - فهرست مطالب

 اگرهای تاج‌السلطنه (دختر ناصرالدین شاه)

--

پي نوشت:
1. «سنت و مدرنيته». زيباكلام، صادق. ص325.
2. قرارداد رويتر كه به پاشنه آشيل سپهسالار در مقابل مخالفان اصلاحات وي بدل شد، در كتاب «سنت و مدرنيته» دكتر زيباكلام و «انديشه شرقي و حكومت قانون» دكتر فريدون آدميت بررسي شده است. سپهسالار چونان اميركبير دوم ظاهر شد و عملكرد سياسي و زندگي اش مبين اين نكته است و آثار كلاسيك مشروطه، يعني تاريخ مشروطه(احمد كسروي)، تاريخ بيداري ايرانيان(ناظم الاسلام كرماني)، تاريخ انقلاب مشروطه(مهدي ملك زاده) جملگي به اميركبير و سپهسالار به گونه اي يكسان نگريسته و هر دو را اصلاح طلب دانسته اند.
3. «انديشه شرقي و حكومت قانون». آدميت، فريدون، ص355.
4. همان، ص355.
5. «سياحت نامه ابراهيم بيك». زين العابدين مراغه اي، به كوشش سپانلو، م.ع. نشر اسفار. تهران 1364. ص318.
6. ماهنامه اطلاعات سياسي-اقتصادي. سال دوازدهم. شماره 9 و 10.خرداد و تير1377. شماره پي در پي 130-129، مقاله«موانع اصلاحات سياسي در ايران عصر ناصري»، صالحي،نصرالله.
7. «تاريخ بيداري ايرانيان»، ناظم الاسلام كرماني. انتشارات اميركبير. تهران 1363. ص100.

مطالب مرتبط



اشتراک گذاری

بازدید: 2296 بار