پنجشنبه 23 مرداد 1399

به سایت پدر و پسر خوش آمدید.

اگرهای تاریخ ایران- اگر 46

چاپ
( 105 رای )

 سعید نیکپور در نقش امیرکبیر

سعید نیکپور در نقش  امیرکبیر در  سریال تلویزیونی امیرکبیر در دهه 60 خورشیدی

 

46. اگر اميركبير به اهداف خود كاملاً دست مي يافت

«اگر»هاي پيرامون اميركبير و اصلاحاتش، بسيارند. هر يك از اين اگرها برگرفته از ديدگاهي خاص به اين بخش از تاريخ ميهن ماست. هنوز مدتي از قتل اميركبير نگذشته بود كه در افواه مردم افتاده بود كه اگر اميركبير زنده بود فتح هند به دست وي صورت مي گرفت.

يكي از ديوانيان و نقادان ناصرالدين شاه نوشته است كه:

«اگر ميرزاتقي خان زنده بودي، ممالك افغانستان، ازبك، تركستان و بغداد و داغستان در جزو بلوكات ايران بود، اعلي حضرت همايوني سكۀ شاهنشاهي آسيا را به نام مبارك زده بود.» (1)

«رابرت واتسون» منشي سفارت انگلستان دربارۀ اميركبير نوشته است:
«اگر ميرزا تقي خان مي ماند و انديشه هاي خود را به انجام مي رسانيد، بدون ترديد در زمرۀ كساني مي شد كه به عقيدۀ برخي، از سوي خدا به رسالت تاريخي برگزيده شده اند.» (2)

اين اگرها به مرور در كتاب هاي تاريخ، خود را به اين شكل نشان دادند كه اگر اصلاحات اميركبير دوام مي يافت، ايران، ژاپن خاورميانه مي شد و از هر نظر با كشور ياد شده قابل قياس مي بود، خصوصاً آنكه اصلاحات از بالا در ژاپن آغاز شده بود.

 

به تازگي اگرهاي ناآشنايي نيز به گوش مي خورد كه دو نمونه از آن را ذكر مي كنيم.

«اگر اميركبير تا آخر عمر هم بر مسند صدارت مي ماند، پس از مرگش به احتمال فراوان همه چيز از ميان مي رفت. اميركبير در پيشينۀ اجتماعي، مقام نظامي، جاه طلبي هاي شخصي و روش ها و آرمان هاي شبه مدرنيستي، به گونه اي شگفت انگيز به رضاخان پهلوي مي ماند. جاي ترديد چنداني نيست كه اگر او زنده مانده بود، در اسطوره شناسي تاريخي ايرانيان اينك از او به عنوان يكي از عوامل قدرت هاي بيگانه و مستبدي بيرحم ياد مي شد؛ همان طور كه رضاخان اگر در آن سال هاي اول ناكام يا نابود شده بود، بي گمان امروزه همچون قهرمان بزرگ كه قرباني امپرياليسم داخاي شده است مورد ستايش قرار مي گرفت.» (3)

« ... غالباً گفته مي شود كه اگر صدراعظم اصلاح گر، اميركبير كشته نمي شد، چه بسا ايران به سرعت در راه صنعتي شدن و تجدد پيش مي رفت، يعني همان راهي را كه ژاپن بيست سال بعد در پيش گرفت. حتي اگر از اين گونه ادعاهاي گزاف و نابخردانه بگذريم، باز بعيد است كه توانايي هاي اميرنظام، بگذريم از كاستي هايش، موجب تغيير بارزي در سمت و سوي اقتصاد سياسي ايران مي شد.» (4)

 

 امیرکبیر» اثر میرزا ابوالحسن خان غفاری کاشانی»

امیرکبیر  اثر میرزا ابوالحسن خان غفاری کاشانی، اولین استاد نقاشی مدرسهٔ دارالفنون

 

مقايسه ايران و ژاپن در اواسط دورۀ قاجاريه


ايران در اواسط دورۀ قاجاريه كشوري ورشكسته بود. در سراسر سدۀ هژدهم و نيمۀ اول سدۀ نوزدهم، جنگ هاي داخلي و خارجي متعددي را پشت سر گذاشته بود(نظير جنگ هاي جاري بين افشاريه، زنديه، قاجاريه و افغان كه سراسر ايران را به خاك و خون كشيدند). مثلاً كرمان نمي توانست ضربات مرگباري را كه آقامحمدخان به اين ايالت وارد آورده بود، تا مدت ها جبران كند.

جمعيت شهرهاي بزرگ از چند ده هزار تن فراتر نمي رفت. جمعيت تهران را حدود 90 هزار نفر و اصفهان را حدود 80 هزار تومان تخمين زده اند. در صورتي كه اصفهان در زمان اعتلاي صفويه، بر اساس نوشته جهانگردان اروپايي، 600 هزار نفر جمعيت داشته است.

در نيمۀ اول سدۀ نوزدهم، ايران در يك رشته جنگ ها با روسيه، دچار شكست هايي سخت شد و در عهدنامۀ تركمن چاي متعهد به پرداخت مبالغ هنگفتي به عنوان خسارت و غرامت به روسيه شد.

اميركبير با تدابيري گسترده، تعادل و توازن بودجه ايران را برقرار كرد، اما با اين حال مبلغ قابل توجهي باقي نمي ماند كه صرف سرمايه گذاري هاي وسيع شود. اقداماتي كه اميركبير در زمينه رونق صنعت و كشاورزي به عمل آورد، بسيار درخور توجه بود، اما نمي توانست دگرگوني سريع و نيرومندي در جهت رشد سرمايه داري پديد آورد. چنين دگرگوني به مقادير عظيمي سرمايه نياز داشت.

در عوض، توكيو در 1800 ميلادي يك ميليون جمعيت داشت – چيزي حتي بيش از لندن و پاريس – و اين رونق صنعت غيرماشيني و كسب و تجارت خبر مي دهد. درجۀ اهميت اين موضوع وقتي معلوم مي شود كه بدانيم تا 1854 درهاي ژاپن بر روي كشورهاي اروپايي بسته بود و تجارت خارجي اين كشور معادل صفر بود.

در ژاپن، زيربناي مادي براي انتقال سريع فئوداليسم به سرمايه داري فراهم بود، اما در ايران چنين زمينه اي آماده نبود. در نيمۀ سدۀ نوزدهم دولت ژاپن به رشد و گسترش صنعت روي آورد (5) و مبالغ هنگفتي براي ساخت كارخانه هاي جديد سرمايه گذاري كرد.

بر اساس آنچه گفته شد، يگانه راه گذار سريع از فئوداليسم به سرمايه داري در ايران، استفاده از سرماية خارجي بود. در راه گذار روسيه و ژاپن از فئوداليسم نيز سرمايۀ خارجي كمابيش نقش شايان توجهي ايفا كرد.

در روسيه پس از اصلاحات دهه 1860، سرمايۀ فرانسوي و بلژيكي نقش مؤثري در روند توسعۀ سرمايه داري بازي كرد. ژاپن در 1859 با پخش اوراق قرضه در انگلستان، حدود 5 ميليون ين وام گرفت.(6)

استفاده از سرمايۀ خارجي در شرايط يك رژيم متزلزل و پريشان، گرچه از لحاظ مادي و معنوي مي توانست باعث رشد سريع و ناموزون سرمايه داري شود، اما از نظر سياسي نمي توانست به چيزي جز اسارت ملي بيانجامد.

سرمايۀ خارجي، در سايۀ يك رژيم نيرومند ملي، مستقل، نظير حكومت اميركبير و تا حدودي «سپهسالار» مي توانست رشد سريع، موزون و برنامه ريزي شدۀ كشور را تأمين كند و به دوران انحطاط ايران پايان دهد.

 --

مطالب مرتبط :

45. اگر اميركبير نرمش بيشتري نشان مي داد

46. اگر اميركبير به اهداف خود كاملاً دست مي يافت

47. اگر وزير مختار انگليس با احداث راه آهن مخالفت نمي كرد

اگرهای تاریخ ایران - فهرست مطالب

 امیرکبیر عثمانی ها، ابراهیم پاشا!

--
پي نوشت:
1. «اميركبير و ايران». آدميت، فريدون. انتشارات خوارزمي. چاپ پنجم1355. ص205.
2. همان، ص222.
3. «اقتصاد سياسي ايران، از مشروطيت تا پايان سلسلة پهلوي». كاتوزيان، محمدعلي(همايون). ترجمه نفيسي، محمدرضا-عزيزي، كامبيز. نشرمركز. تهران.چاپ چهارم1373. ص96-95.
4. همان، ص71.
5. «تاريخ مختصر جهان». نچكينا. ترجمه فرامرزي، محمدتقي. نشر دنيا. تهران 1359. ج3، ص564.
6. «تاريخ جهان نو». پالمر، رابرت روزول. ترجمه طاهري، ابوالقاسم. انتشارات اميركبير. تهران 1347. ج2، ص176.

مطالب مرتبط



اشتراک گذاری

بازدید: 2889 بار  

نظرات 

 
+1 #1 Zarabi 26 بهمن 1396 ساعت 20:59
این (اگر) اصلا امکان نداشت.فرهنگی که لازمه حفظ امیرکبیر بوده در ایران وجود نداشته.یک قرن بعد هم همین اتفاق تکرار شده چون فرهنگی که لازمه حفظ مصدق بوده در ایران وجود نداشته.
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید