شنبه 29 شهریور 1399

به سایت پدر و پسر خوش آمدید.

اگرهای تاریخ ایران- اگر 36

چاپ
( 82 رای )

 نادر شاه افشار و دو فرزندش

 نادر شاه افشار و دو فرزندش (احتمالاً رضاقلی و نصر‌اللّه) و پیرمردی که شاید میرزامهدی خان استرآبادی باشد.

 

36. اگر نادرشاه فرزند ارشد خود را نابينا نكرده بود

در اينجا به اگري مشابه آنچه كه براي شاه عباس ذكر كرده ايم، مي رسيم. يعني باز هم مسئله جانشيني در ايران و حفظ قدرت، براي ناجي ايران نيز مشكل آفرين شد. در اين بخش، تنها به روايت تاريخ بسنده مي كنيم.

نادرشاه در زمان لشكركشي به هندوستان، فرزند ارشد خود رضاقلي ميرزا را به نيابت سلطنت ايران برگزيد. «فريزر» انگليسي در مورد وليعهد نادرشاه در اين مدت، نوشته است:
«... پسر ارشد نادر، رضاقلي ميرزا بيست و پنج ساله است كه از كودكي ميان سپاهيان بزرگ شده و به تدريج از سربازي به سرتيپي رسيده و هنگام لشكركشي نادر به هندوستان، نايب السلطنۀ ايران شد. من او را نديده ام، ولي اشخاصي كه او را مي شناسند معتقدند كه به قدر پدرش نادرشاه در عالم مشهور خواهد شد، چرا كه مكرر در جنگ ها شجاعت و تدبير از خود نشان داده و در زمان حضور نادرشاه در هند، در ساير امور نيز كفايت بي اندازۀ او بروز كرده است. تا جايي كه من اطلاع دارم، او با مهارت تمام امور مملكت را پيش برد و تا مراجعت پدر، مملكت را آرام و آسوده نگاه داشت.» (1)

با توجه به بروز روحيات سلطنت طلبانۀ رضاقلي ميرزا در مدتي كه پدرش مشغول فتوحات خود در هندوستان بود، هنگامي كه نادر از فتح هند فارغ شد و به ايران بازگشت، ابتدا گارد مخصوص دوازده هزار نفري رضاقلي ميرزا را منحل و سپس خودِ او را از ولايتعهدي بركنار ساخت.

پس از ترور ناموفق 1741م، ظن و بدگماني نادر نسبت به فرزندش به يقين تبديل شد و دستور كور كردن رضاقلي ميرزا را صادر كرد. اما پس از آگاهي از بيگناهي رضاقلي ميرزا در آن واقعه، تا پايان عمر احساس ندامت كرد، ندامتي كه تا سر حد جنون او را زجر داد. او همچنين دستور كشته شدن همة بزرگاني را صادر كرد كه به هنگام كور كردن رضاقلي ميرزا حضور داشتند و شفاعت نكردند.

نادرشاه در لشكركشي به قفقاز، برخلاف تمام عمليات جنگي پيشين خود، دستورات و اوامري صادر كرد كه با منطق همخوان نبود. كاميابي او در اين جنگ، اثري عميق بر روحيه اش گذاشت. بدبيني، روح او را فراگرفته بود. او به تمام اطرافيان خود بدبين شده بود به طوري كه هر يك از سردارانش حكم قتل سردار ديگري را در دست داشت.

اين وضع سرانجام به آنجا ختم شد كه «علي قلي خان» برادرزادۀ نادر، توطئه قتل او را طراحي كرد و پس از كشتن نادر، رضاقلي ميرزاي نابينا و برادر كوچكترش «نصرالله ميرزا» را نيز از نعمت حيات محروم ساخت. ايران، پس از نادر گرفتار هرج و مرج گسترده اي شد. «سر جان ملكم» در كتاب خود، تاريخ ايران، نوشته است:
«گويند، نادرشاه چون چشم قرة العين خود را كند، گفت: «فضايح اعمال تو سبب اين امر شد» رضاقلي گفت: «تو چشم مرا نكندي بلكه چشم چراغ ايران را كور كردي.» (2)

اگر نادرشاه، رضاقلي را نابينا نساخته بود و بيگناهي فرزندش در سوءقصد برايش محرز مي شد، اوراق تاريخ به گونه اي ديگر ورق مي خورد.

 

--

مطالب مرتبط:

 35. اگر نادرشاه از ترور جان سالم به در نمي برد

36. اگر نادرشاه فرزند ارشد خود را نابينا نكرده بود

37. اگر نادرشاه دست از جنگ هاي بي حاصل مي كشيد

 اگرهای تاریخ ایران - فهرست مطالب

 جام فردوسی در پایتخت افشاریان

--

پی نوشت:
1. «از نادر تا كودتاي رضاخان ميرپنج». شميم، علي اصغر. انتشارات مدبر. چاپ دوم1373. ص101.
2. «نادرشاه». لاكهارت. ترجمه مشفق همداني. انتشارات اميركبير. چاپ دوم1357. ص226.

 

مطالب مرتبط



اشتراک گذاری

بازدید: 5481 بار  

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید