شنبه 19 آذر 1401

به سایت پدر و پسر خوش آمدید.

رمزگشايي رازهاي عشق - بحث نظري عشق 5

چاپ
( 173 رای )

صحنه ای از فیلم دلشدگان لیلا حاتمی در  فیلم دلشدگان

  فیلم دلشدگان از ساخته های علی حاتمی یکی از زیباترین روایت های فیلمسازان ایران از عشق به شمار می رود 

 

5. عاشق به دنبال بنيادي ترين اصالتهايش مي رود!

 

در عشق، صداقت خود را مي يابيم و چيزي درست و پاك را در خود و ديگران مي بينيم. يك حركت، يك نگاه از معشوق به حدي داراي مفهوم است كه درون ما را تكان مي دهد. وقتي او از گذشته و از كودكي اش صحبت مي كند ما تمام احساسات او را درك مي كنيم و با او به نوعي همدلي مي رسيم. او صادق است و ما آن صداقت را لمس مي كنيم.

طبيعت عشق ايجاب مي كند كه هر دو نفر به يكديگر اطمينان كنند و تسليم يكديگر شوند. عاشق حالت اصالت، حقيقت و شفافيت را تجربه مي كند. افرادي كه يكديگر را دوست دارند، ساعتهاي متمادي زندگي شان را با تمام جزئيات براي يكديگر توضيح مي دهند و هر كدام از آنها مي خواهد كه ديگري تمام وجود و نتيجتاً گذشته اش را بداند.

افرادي كه عاشق مي شوند دوباره گذشته شان را زنده مي كنند و براي يكديگر از گذشته، از عشق ها، از فردي كه با او ازدواج، يا زندگي كرده اند صحبت مي كنند. صميميت واقعي در عشق زماني بروز مي كند كه طرفين مكنونات عميق قلب و وجود خود را با يكديگر در ميان بگذارند و بتوانند از اميدها، رؤياها، هراسها و رنجشهايشان حرف بزنند. به عبارت ديگر گوش دادن به ديگران و همدردي كردن با آنها، حتي اگر تجربۀ ما با آنها متفاوت باشد، ستون هاي برپا دارندۀ عشق است.

 

رمزگشایی رازهای عشق

عاشق به دنبال اصلي ترين اصالت هايش مي رود و به لطف و همدلي فرد مورد علاقه اش، به شناخت، پذيرش، درك، توافق و رهايي از آنچه بوده و آنچه كه واقعاً هست، مي رسد. اعتراف به گناه و عفو جزء اصلي عشق است.

عشاق دائماً از يكديگر راجع به آنچه كه فكر مي كنند مي پرسند. عاشقان ناخودآگاه هميشه از هم مي پرسند: «به چه فكر مي كني؟» كه در اصل يعني: «به من فكر مي كني؟»

اين پرسش، خصوصي ترين افكار طرف مقابل را مخاطب قرار مي دهد و خواستار شفافيت كامل ديگري، در پيچيدگي ها و اصالتش است؛ تا بتواند خود را همچون يك مفسر، تسلي دهنده و راهنما در آن جاي دهد.

انسان خواهان كسي است كه بتواند در جوار او به آزادانه ترين درجه، «خودش» باشد.

 

--

مطالب مرتبط:

رمزگشايي رازهاي عشق - فهرست مطالب

بحث نظري عشق 2  ..................................         ذات عشق تعريف ناپذير است.

بحث نظري عشق 3  ..................................         نخست مي پنداريم فقط ما دو نفر معناي عشق را دريافته ايم!

بحث نظري عشق 4  ..................................         عشق شيئي نيست كه به تملك درآيد! 

بحث نظري عشق 5  ..................................        عاشق به دنبال بنيادي ترين اصالتهايش مي رود!

 

مطالب مرتبط



اشتراک گذاری

بازدید: 5176 بار  

نظرات 

 
+28 #1 Ali 08 دی 1392 ساعت 06:48
هزاران بار تشکر از زحمات شما.....
نقل قول
 
 
+21 #2 حکیمی 12 دی 1392 ساعت 18:36
عاااااااااااااا ااااااااااااااا لی :roll:
مرررررررررررررر رسی
نقل قول
 
 
+24 #3 صدری 21 دی 1392 ساعت 11:34
جمله آخرتان را خیلی پسندیدم که گفته اید انسان خواهان كسي است كه بتواند در جوار او به آزادانه ترين درجه ، (خودش) باشد . :-)
از مطالبی که میگذارید و باعث تحول میشوید تشکر میکنم . برای اگرهای مادر ترزا هم چند سطری برایتان نوشتم . به همه توصیه میکنم اگرهای دیکنسون و مادر ترزا را بخوانند . :-)
نقل قول
 
 
+18 #4 shakiba 06 اسفند 1392 ساعت 22:55
با سلام می گویند عشق بهترینش به خداوند است بدون ترس از هم شکستنی خیانتی و یا تمام شدنی.کاملا تضمین دارد.اما عشق ادمیزادی تمام لحظاتش دلهره هاست به دنبال هر لبخندی ممکن است ناگهان قلبت فروبریزد. اما چرا این عشق زمینی که می کشد و دوباره زنده می کند اینقدر عزیز است نکند در هر بار مردن و زنده شدن انسان تازه ای متولد میشودکه میتواند به وسعت تمام زندگی عشق در قلبش بسازد
نقل قول
 
 
+46 #5 sanaz 16 اسفند 1392 ساعت 22:05
با سلام وتشکر
"هنوز بدرود نگفته ای ... دلم برایت تنگ شده است
چه بر من خواهد گذشت ... اگر زمانی از من دور باشی :cry:
هر وقت که کاری نداری تا انجام دهی ... تنها به من بیاندیش !
من در رویای تو شعر خواهم گفت ... شعری درباره چشم هایت
و
دلتنگی ... !"
جبران خلیل جبران
نقل قول
 
 
+4 #6 SOBHANI 22 بهمن 1395 ساعت 16:27
سلام . به نوشته هاتان ایمان دارم ..... الیف شافاک در کتابِ اسكندر به نکته خوبی اشاره کرده که آنرا پیوست نوشته های شما میکنم . شافاک نوشته : "پيش از جستجوی عشق، بينديش: من چطور عاشقی میتوانم باشم؟عشق انسان، انعكاس شخصيت اوست. اگر تو پرخاشگر و عصبانی باشی، عشق را همچون جنگ تجربه می‌كني. آدم ساده دل، عشقش هم پاك و ساده است. در اين دنيا انسان بيش از همه كسانی را كه دوستشان دارد آزار می‌دهد. عميق‌ترين زخم‌ها در خانواده باز می‌شود. زخم هم كه بهبود يابد، از حكايتش خون جاري می‌شود."
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید