شنبه 19 آذر 1401

به سایت پدر و پسر خوش آمدید.

رمزگشايي رازهاي عشق - بحث نظري عشق 4

چاپ
( 107 رای )

 رمزگشایی رازهای عشق 

4. عشق شيئي نيست كه به تملك درآيد!

 محبت و زيبايي، طلوع عشق بين دو جوان به خوشبختي و ازدواج مي انجامد؛ كه يكي از شگفت آورترين چيزهايي است كه زندگي ارائه مي كند. اغلب فراموش كردن اين وقايع و تبديل شدن به فردي بدگمان و يا فريب خورده بسيار ساده است.

اين حقيقت دارد كه ازدواجهاي زيادي به جدايي و طلاق مي انجامد؛ اما بسياري ازدواجها هم نمونه هاي برجستۀ خوشبختي و فداكاري دوجانبه هستند. به ازدواجهاي پيرامون خود بنگريد و توجه كنيد كه چه تعداد از اين ازدواجها بر مبناي ارزش هاي غير واقعي بنا شده اند؛ يعني بر مبنايي كه «عشق» در آن راه ندارد، از قبيل؛ مقررات اجتماعي، سنت، سود مالي متقابل، علاقۀ مشترك به فرزندان، داشتن فرزند و ادامه نسل، و  وابستگي متقابل.

 

رمزگشایی رازهای عشق

البته ممكن است در ازدواجهايي هم كه مبناي آنها «عشق» است، خللي ايجاد شود. در برخي از اين ازدواجها، پيش از ازدواج، هر كدام از دو طرف سعي در به دست آوردن ديگري دارند. هر دو آنها سرزنده، جذاب، دلربا و حتي زيبا هستند – گرچه سرزندگي خود موجب زيبايي چهره هم هست! – هيچ كدام هنوز بر ديگري مالكيت ندارد و نيروي هر دو به طرف «بودن» است؛ يعني بخشيدن و تحريك متقابل.

اما پيمان زناشويي گاهي اين وضع را از اساس دگرگون مي كند و آن زماني است كه قبالۀ ازدواج، سند مالكيت انحصاري جسمي، احساسي و توجه متقابل بوده و عشق به چيزي همچون يك «مايملك» تبديل شده باشد!

چنانچه هر دو، كوشش براي محبوب بودن و ايجاد عشق را كنار بگذارند، به تدريج كسالت آور شده و زيبايي خود را از دست مي دهند و به زن و شوهري نوميد و سرگشته بدل مي شوند. آيا اين دو نفر همان كساني نيستند كه با عشق زندگي مشترك خود را آغاز كرده اند؟ آيا در آغاز مرتكب اشتباهي نشده اند؟

هر كدام از آنها علت تغيير را در ديگري مي جويد و احساس غبن مي كند؛ ولي توجه نمي كنند كه ديگر آن دو نفري نيستند كه در گذشته عاشق هم بودند و اين اشتباه كه شخص مي تواند عشق «داشته باشد» منجر به ركود عشق ورزي آنها مي شود.

اگر چنين زندگي اي از هم پاشيده نشود، به جاي ادامۀ عشق ورزي به يكديگر، به مالكيت مشترك آنچه دارند اكتفا خواهند كرد: پول، موقعيت اجتماعي، خانه و فرزندان. بدين سان در برخي از ازدواجهايي كه نتيجۀ عشق هم بوده، به تدريج به يك مالكيت دوستانه بدل مي شود؛ يعني شركتي كه در آن دو فرد كه ديگر خودبين شده اند، در هم آميخته و تشكيل «خانواده» داده اند.

اگر جدايي ها و طلاق ها در جامعه اي فزوني گيرد، نخستين ايراد در نبودِ «عشق» ميان زن و شوهراني است كه از هم جدا مي شوند.

 

--

مطالب مرتبط:

رمزگشايي رازهاي عشق - فهرست مطالب

بحث نظري عشق 1 ...................................         واژۀ «عشق» را با معاني و مفاهيم ديگر نيالاييم!

بحث نظري عشق 2  ..................................         ذات عشق تعريف ناپذير است.

بحث نظري عشق 3  ..................................         نخست مي پنداريم فقط ما دو نفر معناي عشق را دريافته ايم!

بحث نظري عشق 4  ..................................         عشق شيئي نيست كه به تملك درآيد! 

 

مطالب مرتبط



اشتراک گذاری

بازدید: 4531 بار  

نظرات 

 
+17 #1 شهلا 07 دی 1392 ساعت 07:14
سلام... سپاس به دو دلیل ... اول این که ما رو با دانسته های گرانبهاتون آشنا میکنید و مهمتر این که از وقتی با سخنان و دیدگاه هاتون آشنا شدم شادی به زندگی من پا گذاشته ... خیلی دوستون دارم دکتر ..
نقل قول
 
 
+39 #2 محمد 11 بهمن 1392 ساعت 10:15
نیچه در «چنین گفت زرتشت» می‌نویسد: «به ما زناشویی کوچکی برای مدتی محدود اهدا کن تا ببینیم توانایی زناشویی بزرگ را داریم؛ زیرا امر خطیری است همیشه با هم بودن!»
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید