رمزگشايي رازهاي عشق - بحث نظري عشق 2

چاپ
( 125 رای )

  رمزگشایی رازهای عشق

2. ذات عشق تعريف ناپذير است.

 

به رغم كثرت استفاده از واژۀ عشق در غير از معناي خود، باز نمي توان واژۀ عشق را مبهم دانست؛ هر چند تعريف و معناي معادلي نيز نمي توان براي آن قرار داد. سؤالهايي كه مي پرسند: «X» چيست؟ از روزگار سقراط به اين سو  فراوان در فلسفه وجود داشته است؛ مانند: معرفت چيست؟ فضيلت چيست؟ زيبايي چيست؟ عشق چيست؟ و ...

چنين پرسشهايي در اعصار گوناگون متفكران و فيلسوفان را به انديشه وا داشته و دربارۀ هر يك از آنها مقاله هاي فراواني نگاشته شده است. فرض بر اين بوده كه بايد بتوانيم واژه هاي مورد بحث را تعريف كنيم و اگر قادر به تعريف آنها نباشيم به راستي نمي دانيم دربارۀ چه چيزي گفت و گو مي كنيم.

اما در مشرق زمين اعتقاد بر اين بوده و هست كه ذات عشق تعريف ناپذير است. (1) در غرب نيز ديگر به نظر نمي رسد كه اين گونه تعريف ها شايستگي پذيرش همگاني داشته باشند. به نظر فيلسوف انگليسي، ويتگنشتاين (2)، فقدان تعاريف موجب نمي شود توانايي ما  در درك موضوع به هنگام استفاده از واژه هاي مورد بحث كاهش يابد.

با اين همه نمي توان از نظر دور داشت كه در پي هر تعريف، بر مفهوم مورد نظر نوري افكنده مي شود و اين امر از اين جهت نيز اهميت دارد كه نشان مي دهد چه شرايطي در يك تعريف مطرح مي شوند. به عبارت ديگر در مي يابيم كه آن شرايط در معناي آن واژه چه نقشي دارند و چرا همۀ زواياي معنايي آن را در بر نمي گيرند.

حكايت ما، حكايت ماهيان كوچكي است كه در گودال كوچكي شنا مي كنند و از چند ماهي دريايي كه تصادفاً به گودالشان افتاده اند، حال دريا را جويا مي شوند. آن ماهيان هر چه از دريا تعريف و تفسير كنند، آيا خواهند توانست تعريف درستي از دريا به دست بدهند؟!

در متون ادبي و ديوانهاي شعر شاعران شايد بتوانيم جرعه اي از آن دريا بچشيم؛ اما بايد در دريا افتاد، تا حال آن را دريافت و باز هم تعريف آن را در نيافت. ما حتي نمي توانيم «اشتياق» را تعريف كنيم، بلكه فقط آن را در خود مي يابيم.

 

منبع: aaonf.org

در سنت ادبي و عرفاني ايران صدها اصطلاح با  عشق رابطۀ قياسي دارند، براي مثال: استغناي عشق، كيمياي عشق، اسرار عشق، چشمۀ عشق، هيأت عشق، كمال عشق، غم عشق، درد عشق، راز عشق، راه عشق، نماز عشق، مرحلۀ عشق، باديۀ عشق، كوي عشق، حريم عشق، درس عشق، دفتر عشق، علم عشق، مشق عشق، حديث عشق، تحصيل عشق، طيب عشق، جام عشق، شراب عشق، ميكدۀ عشق، مستي عشق، بازار عشق، جناب عشق، ناموس عشق، آشناي عشق، اسير عشق، چنبر عشق، دايرۀ عشق، گلبانگ عشق، صداي عشق، سخن عشق، آواز عشق، گنج عشق، شوق عشق، ذوق عشق، سوداي عشق، قرعۀ عشق، بزم عشق، سلطان عشق، مطرب عشق، مشكل عشق، ملك عشق، درياي عشق و ...

با وجود كميت بالا و كيفيت والاي سخن و انديشۀ بزرگان ادب فارسي، باز هم همگي بر اين قول اند كه ذات عشق تعريف ناپذير است و پندار علم و هندسۀ وهم و  فيلسوفي خيال و جاسوسي حواس بدان راه نمي برد. (3)

بدين سان مي توان پرسشِ «عشق چيست؟» را به نحو ديگري نيز، جز آن كه پاسخش تعريف عشق باشد، تعبير كرد، مثلاً اين كه بپرسيم: ويژگي ها يا كيفيات ذاتي عشق چيست؟

 

--

مطالب مرتبط:

رمزگشايي رازهاي عشق - فهرست مطالب

رمزگشايي رازهاي عشق - مقدمه (قسمت دوم)       اختلاف نظر در مورد عشق ناشي از چيست؟

رمزگشايي رازهاي عشق - مقدمه (قسمت سوم)     هر بينش تازه اي منجر به تغييري واقعي مي شود!

بحث نظري عشق 1 ...................................         واژۀ «عشق» را با معاني و مفاهيم ديگر نيالاييم!

بحث نظري عشق 2  ..................................         ذات عشق تعريف ناپذير است.

--

پی نوشت:
1. پس چه باشد عشق، درياي عدم          در شكسته عقل را  آنجا  قدم    (مولانا)
2. Ludwig Wittgenstein فيلسوف اتريشي الاصل انگليسي(1951-1889). از آثارش «تحقيقات فلسفي» است.
3. بي ترديد زبان فارسي از لحاظ داشتن اشعار عاشقانه چه ترانه هاي عاميانه و چه تغزل، چه از جهت كيفي و چه از جهت كمي، از غني ترين زبانهاي دنياست. از ديرباز بزرگان ادب فارسي همچون عطار، نظامي، مولوي، روزبهان بقلي، سعدي، عراقي، حافظ، جامي و ...
انديشمندان ديگر مشرق زمین چون حلاج، ابن عربي، ابن سينا، احمد غزالي، ابوحامد غزالي، ابن داوود اصفهاني، ابن خرم، رابعه عدويه و ... به عظمت عشق پي برده بودند و در راه كشف معماي آن، كه معماي آفرينش هم هست؛ شاهكارهاي بديعي خلق كرده اند. در ميان اين استادان، مولوي و حافظ جايگاه خاص خود را دارند كه آموزگاران عشق و اشتياق و خداوندگاران تأملات عاشقانه هستند.

مطالب مرتبط



اشتراک گذاری

بازدید: 5694 بار