گفتار6 ايراني پژوهي در دورۀ قاجاريه- ملکم4

چاپ
( 18 رای )

 محمدرضا رحیمی

محمدرضا رحیمی معاون 
اول رئیس جمهور ایران، محمود احمدی نژاد، از سال 1388 تا 1392(عکس از سایت تابناک)رحیمی در حالی در پرونده معروف اختلاس بیمه، محکوم و راهی زندان شد که سالها ریاست «ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی» را بر عهده داشت!

ملكم:

ايراني ها دروغگو و دورو هستند و خود به آن اذعان دارند

 

دروغگويي و دورويي ايرانيان ضرب المثل است. خود اهالي مملكت نيز اين معني را انكار ندارند، اما مي گويند اين بيماري در مردم به سبب طرز حكومت و نتيجۀ وضع رعيت است، چرا كه رعاياي ستم زده ناگزيراند هر طور كه مي توانند در حفظ خود بكوشند. (۱)

از آنجايي كه در ميان ملت يگانگي و همكاري وجود ندارد و فرد فرد مردم فاقد اقتدار شخصي هستند، به ناچار به نيرنگ و دورويي توسل مي جويند. اين دو صفت نكوهيده، هم باعث دوام بيشتر زور و ستم مي شود و هم سبب پستي طبع ملت.

بارها پيش آمده است كه كدخداي روستايي يا كلانتر شهري براي نجات و حفظ جان و مال ديگران دروغي گفته و در اثبات دروغ خود تا جايي پافشاري ورزيده كه حتي جان و مال خود را نيز در معرض خطر قرار داده است، چرا كه در اين قبيل كشورها، براي از حقيفت دفاع كردن امكانات قانوني و دستگاهي موجه وجود ندارد. (۲)

 

--

مطالب مرتبط:

ايراني از نگاه انيراني - فهرست مطالب

گفتار6 ايراني پژوهي در دورۀ قاجاريه - ملکم۱ : ايرانيان از يك استبداد به استبدادي ديگر پناه مي برند

گفتار6 ايراني پژوهي در دورۀ قاجاريه - ملكم۲ : ايرانيان در ساخت مصنوعات استعداد و مهارت دارند، ولي از حمايت حكومت ها برخوردار نمي شوند

گفتار6 ايراني پژوهي در دورۀ قاجاريه - ملكم۳ : ايرانيان چون به جاه و مقام مي رسند، اسراف كار و حريص مي شوند

گفتار6 ايراني پژوهي در دورۀ قاجاريه - ملكم۴ : ايراني ها دروغگو و دورو هستند و خود به آن اذعان دارند

 


--
پي نوشت:
1. غربي ها در سفرنامه هاي خود در موارد عديده ادعا مي كنند كه ايرانيان به سادگي دروغ مي گويند. اين امر در مورد ملت ايران به عنوان يك اتهام بزرگ ارزيابي مي شود. اولاً همۀ ايرانيان در همۀ امور دروغ نمي گويند، بلكه شماري بعضاً دروغ مي گويند. ثانياً در نظام ارزش هاي مستقر در جامعۀ ايران از دروغ به شدت تلقي ضد ارزش مي شود و كسي كه افكار عمومي به دروغگويي او استشهاد دهد، مورد تنفر افكار عمومي قرار مي گيرد و كمتر كسي در ايران مي تواند جداي از افكار عمومي زندگي كند. [اديب، محمدحسين. جامعه شناسي ايران – نشر هشت بهشت. چاپ دوم 1377. ص177]
هر چند استدلال و در واقع دفاعيۀ فوق از شدت انتقاد در مورد دروغگويي و دغلكاري ايرانيان مي كاهد، ولي در اين انتقاد حقيقتي نيز نهفته است، خصوصاً در دورۀ اخير كه كلاهبرداري و حقه بازي، خصوصاً در معاملات از امور عادي زندگي شده است. مهرداد جوانبخت.
2. ملكم، سر جان. تاريخ ايران. ج2. ميرزا حيرت. ص 320.

 

مطالب مرتبط



اشتراک گذاری

بازدید: 3347 بار