دوشنبه 18 اسفند 1399

به سایت پدر و پسر خوش آمدید.

گفتار5 ايراني پژوهي در دورۀ قاجاريه- قسمت سوم

چاپ
( 46 رای )

 شاگردان و معلمان در یک مکتب خانه عصر قاجار

شاگردان و معلمان در یک مکتب خانه دورۀ قاجار، عکس از  آنتوان سوروگین

ايراني پژوهي در دورهٔ قاجاريه- قسمت سوم

ويژگي هاي سفرنامه هاي دورهٔ قاجاريه

از آنجا كه سفرنامه هاي دورهٔ قاجاريه به عصر ما نزديك تر اند و همچنين اخبار و اطلاعات، نقل ها و حكايات تاريخي اين دوره براي مردم شيرين تر و دلپذيرتر است، بررسي، سنجش و پژوهش انتقادي در آن ضروري تر به نظر مي رسد.

1- بيشتر بيگانگاني كه در دورهٔ قاجار براي پژوهش به ايران آمدند عموماً تحصيلات دانشگاهي داشته و برنامه، هدف و روش تحقيق داشته اند.
براي مثال باستان شناس معروفي به نام «راولينسون» (1) خطوط ميخي سنگ نبشتۀ بزرگ داريوش كبير را در بيستون كشف و مطالعه كرد. وي با ترجمۀ متن كامل اين سنگ نبشته و ارائۀ آن به انجمن آسيايي سلطنتي در لندن، باب مطالعۀ خطوط كهن ديگر مثل هيروگليفي، بابلي و ايلامي را نيز گشود و غوغايي بزرگ در روزگار خود به پا كرد.

2- در جامعۀ بستۀ دوران قاجار بينش منحط ناشي از توسعه نيافتگي و انواع مفاسد و نيرنگها و رسوم دزدي و دروغ و دورويي حاكم بوده است و در نتيجه بيشينۀ افراد جامعه هم نمي توانستند متأثر و مخلوق آن پديده ها نباشند.
با اين همه جاي سرفرازي است كه ملت ايران در آن عصر انحطاط آنقدر از خود بزرگواري و فضيلت نشان داده اند كه در كتابها و گزارش هاي ايران پژوهانِ غربي دربارۀ ارزش هاي ماندگار و باطني اين ملت بسيار بيش از ضعف هايشان قلم زده شده است و در موارد متعددي ضمن برتر دانستن آنها از ملل ديگر، مورد ستايش نيز قرار گرفته اند.

3- در اوايل قرن نوزدهم ناپلئون بناپارت كه در فكر حمله به هند بود بر آن شد كه با جلب دوستي شاه ايران، فتحعلي شاه قاجار، از راه ايران به هند لشكر بكشد.
روسيه هم خيال حمله به هند را در سر مي پروراند و انگلستان نيز كوچكترين حركات اين دو كشور را زير نظر داشت.
به سبب موقعيت جغرافيايي ايران، هيأت هاي سياسي و نظامي كشورهاي غربي مجدداً راهي ايران شدند و دربار اين دوران در رفت و آمد اين هيأتها بار ديگر يادآور دوران درخشان صفويه شد. هر چند مأموران سياسي و وابستگان نظامي اين كشورها به جهت مقاصد و مطامع استعماري كشورهاي خود به ايران مي آمدند، اما ناخواسته سبب شدند كه ايرانيان از فرهنگ و شيوۀ حكومت در اروپا بيشتر آگاه شوند تا بدانجا كه سرانجام مجموعۀ اين آگاهي ها به انقلاب مشروطه در اواخر قاجاريه انجاميد.

4- همان طور كه اشاره شد موضوعات مورد علاقۀ هر كشور غربي در ايران بر اساس اهداف و منافع آن كشور تا حدودي از يكديگر قابل تفكيك است:

*) هدف انگليسي ها در ايران به دست آوردن متصرفات ارضي نبود، ولي رابطۀ آنان با ايران در طول قرن نوزدهم متأثر از رابطۀ ايران با قدرت هاي ديگري بود كه در اين كشور نفوذ كرده بودند.
اين موضوع تا حدودي علل نوسان سياست انگلستان را در ايران روشن مي سازد. هدف از گسيل مأموران انگليسي به كشورهاي آسيايي در بدو امر يكي دستيابي به شناختِ بيشتر دربارۀ افكار، آراء، مذاهب، روحيه، خلق و خوي اهالي و ديگري شناسايي راههاي ارتباطي استراتژيك و منابع طبيعي ثروت بوده است و اين هر دو در خدمت هدف مهمتري قرار مي گرفت.
هدف اصلي عبارت بود از نفوذ در اركان دولت و ايجاد تفرقه در ميان اقشار ملت و دامن زدن به اختلاف هاي قومي و مذهبي براي نيل به منظور غايي، يعني ايجاد يك سلسلۀ سياسي وابسته و به دست گرفتن مقدرات ملل آسيايي و به دنبال آن غارت ثروتها و منابع طبيعي آنها.

 

 ادوارد براون در لباس ایرانی

 ادوارد گرانویل براون ‏(۱۸۶۲-۱۹۲۶) ایران‌شناس مشهور انگلیسی در لباس ایرانی

 

ايران پژوهان انگليسي در كشور ما نيز در جهت استيلاي سياسي و اقتصادي انگلستان بر ايران گام بر مي داشتند. بيشتر آنان در پي يافتن رد پاي جدايي ها، نفاق ها و تا حدي نيز كاويدن تاريخ ما، به سرزمين ايران آمدند. حتی ادوارد براون که تاریخ ادبیات ایران را پایه گذاری کرد از مأمورین برجستۀ نفوذی انگلستان بوده است. پروفسور ادوارد براون در ایامی که در ایران به سر می برد با عبا و  ارخالق (2) و شال و کلاه تخم مرغی با پیروان فرقه های مختلف در تماس بود، حتی در کرمان برای پیشبرد مقاصد باطنی خود با اهل منقل همنشین گردید. از مندرجات کتابی که به نا «یک سال میان ایرانیان» تألیف کرده است چنین مستفاد می شود که مأموریت او  ایجاد نفاق بین اقلیت های مذهبی و تقویت فرقۀ بخصوصی بوده است. (3)

برخي «لمبتون» را همان «كرزن» ابتداي قرن بيستم مي انگارند كه صراحت استعماري خود را بنا به موجباتي به سويي نهاده است.
حكايت استعمار و امپرياليسم هر انديشه اي در مورد ايران را كه از آن سو برخيزد، مظنون و شبهه آلود مي نماياند؛ و بر روشنفكران اين سو فرض است كه خود، خداي خويش باشند و فريب ظاهرِ عينيت علمي را نخورند.


*) روس ها در پي رسيدن به آبهاي گرم درياي عمان و خليج فارس بودند و حتي سوداي هند را نيز در سر مي پروراندند، چنان كه تمام ايالات شمالي رود ارس را در اوايل قرن نوزدهم و سپس قسمتي از شمال را در اواسط قرن نوزدهم از ايران جدا كردند. مأموران و سياستمداران روسي در جهت انضمام تدريجي و نهايتاً كامل ايران به خاك روسيه فعاليت داشتند.


*) فرانسوي ها يكي از قدرتهاي استعماري آن دوره به شمار مي آمدند، اما پس از شكستِ طرح ناپلئون در حمله به هند، در تقسيم استعماري جهان توسط دولتهاي غربي، براي ايشان در ايران سهمي در نظر گرفته نشد.
به همين دليل در جهت يافتن گنجينه هاي باستاني و تزيين موزه هاي وطن خود به تكاپو افتادند و شوق اكتشاف اسرار كهن تاريخ مشرق زمين و راهيابي به ازمنۀ باستان، آنان را به ايران كشاند.


*) آلماني ها از اواسط دورۀ قاجاريه توجه عمومي خود را به زبان شناسي و فقه اللغة ايراني متمركز كردند كه اساساً ناشي از انگيزه هاي اقتصادي و ميل به سلطۀ مستقيم نبود، بلكه انگيزۀ سياسي توجه به اين موضوعات، مبنايي ذهني و مرامي داشت.
پژوهش در فقه اللغة ايراني، دست كم به عنوان حركتي در جست و جوي ريشه هاي «آريايي» قوم ژرمن تلقي مي شد. جست و جوي ريشه هاي آريايي در آلمان نقش مهمي در انگيزش مطالعات و تحقيقات ايراني ايفا كرد. شخصيت بارز در اين خصوص كنت دوگوبينوي فرانسوي است كه گاه «پدر نژاد پرستي امروزي» ناميده شده است.

 

5- همان طور كه در گفتار سوم ذكر شد، اروپاييان در قرن هفدهم مفتون ايران و در قرن هجدهم مسحور چين و هند بودند. به عبارت ديگر مشرق زمين در اروپا مظهر فلسفه و فرزانگي دوران قديم بود و حتي به جاي تحميل عادات خود، آداب و رسوم آنها را كسب مي كردند.
اين روند از اوايل قرن نوزدهم (مصادف با ظهور قاجاريان در ايران) تحت تأثير انقلاب صنعتي دگرگون شد. با پيشي گرفتن صنعتيِ اروپاييان از كشورهاي شرقي، ديدگاه بسياري از آنان نسبت به اين ممالك، ارباب مآبانه و فخرفروشانه شد.
در سفرنامه هاي اين دوره انعكاس چنين نگرشي كاملاً چشمگير است. از سوي ديگر بعضاً ايرانيان نيز همچون بسياري ديگر از ملل جهان در برابر آبي چشمان اروپايي دچار خودباختگي شدند و آنان را رويين تن، شكست ناپذير و برتر و خود را فرودست، محكوم و فرمانبردار انگاشتند.

 

--

مطالب مرتبط:

ايراني از نگاه انيراني - فهرست مطالب

ايراني پژوهي در دورۀ قاجاريه - قسمت اول

ايراني پژوهي در دورهٔ قاجاريه- قسمت دوم  ...  انقلاب مشروطه

ايراني پژوهي در دورهٔ قاجاريه- قسمت سوم  ...  ويژگي هاي سفرنامه هاي دورهٔ قاجاريه

 

--

پي نوشت:

1. راولينسون، سِر هنري كرزيك (Rawlinson) (1895-1810) خاورشناس و مأمور سياسي انگليسي. او در 1827 در خدمت ارتش شركت هند شرقي بريتانيا به هند رفت. در راه، در كشتي با سِر جان ملكم آشنا شد و در اثر تشويق او، از آغاز ورود به بمبئي به تحصيل زبان فارسي پرداخت.
شش سال بعد همراه افسران انگليسي كه براي تجديد سازمان ارتش ايران عازم اين كشور بودند به ايران فرستاده شد. محمدشاه قاجار برادر خود «بهرام ميرزا» را به حكومت كرمانشاه منصوب كرد و راولينسون را با او همراه كرد. در اين سفر راولينسون كتيبه هاي ميخي گنج نامه را در دامنۀ كوه الوند استنساخ كرد. در اقامت سه سالۀ خود در كرمانشاه و اطراف آن، كتيبه هاي طاق بستان را نيز استنساخ كرد و شروع به خواندن و استنساخ كتيبه هاي بيستون نمود.

2. یک نوع نیمه تنۀ ضخیم که در قدیم مردان و زنان ایرانی بر تن می کردند و بیشتر از ترمه یا مخمل یا زری دوخته می شده است.

3. سعادت نوری، حسین. ظل السلطان - ج1. انتشارات وحید. چاپ 1347. ص264.

 

 

 

مطالب مرتبط



اشتراک گذاری

بازدید: 4000 بار  

نظرات 

 
+7 #1 محمد 21 اسفند 1393 ساعت 20:53
والابخدا انگليسامكارند
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید