پنجشنبه 14 اسفند 1399

به سایت پدر و پسر خوش آمدید.

گفتار 1 شرق شناسي- قسمت چهارم

چاپ
( 73 رای )

 تابلوی نقاشی  از جنگ استعماری انگلستان علیه چین موسوم به جنگ نخست تریاک، سال، سال 1842-1840م

یک نقاشی از جنگ استعماری انگلستان علیه چین موسوم به جنگ نخست تریاک، سال 1842-1840م

استواري رابطۀ «شرق شناسي» و «استعمار»

 شرق شناسي را بايد از دو منظر مورد بررسي قرار داد تا ماهيت آن به طور دقيق شناخته شود. منظر اول متوجه روش شرق شناسي و منظر دوم ناظر بر محتواي آن است.

از نظر روش شناختي، شرق شناسي عبارت است از مطالعۀ شرق توسط غربي ها، شرقي كه مجموعه اي از فرهنگ ها و تمدن هايي است كه نه تنها از لحاظ جغرافيايي با غرب داراي اختلاف است، بلكه از نظر ماهيتي نيز با تمدن غرب تفاوت اساسي دارد.

شرق شناسي از آغاز مدعي آن بوده است كه مي خواهد در مهد و كانون پرورش علم يعني غرب، به روش عيني (Objective) موضوع خود يعني شرق را مطالعه كند و اين مطالعه را خالي از پيش داوري ها و اغراض و خالي از هر نوع تصرف ذهني (Subjective) انجام دهد. در ادعاي مزبور، اين فرض نهفته است كه تنها انسان غربي مي تواند شرق را به عنوان يك موضوعِ مورد مطالعه پيش روي خود قرار دهد، زيرا مسلح به سلاح علم است و طرف مقابل توان چنين كاري را ندارد زيرا فاقد آن سلاح است. (1)

از نظر محتوايي، مي توان گفت كه شرق شناسي نتيجۀ يك نياز بوده است، نيازي كه در اثر گسترش منازعات و منافع استعماري پديد آمد. هنگامي كه مستعمرات جديدي شكل گرفت، اروپاييان با فرهنگ و اديان مختلف در شرق مواجه شدند، بنابراين به منظور شناخت اين مناطق و كنترل مردم، دستيابي به اطلاعات و دانش بيشتر ضروري به نظر مي رسيد و اين ضرورت را شرق شناسي بر طرف مي نموده است. (2)

رابطۀ ميان شرق شناسي و استعمار از حقايق مسلم تاريخي است كه در آن شك و شبهه اي  نمي رود. شرق شناسي راه را براي حضور و نفوذ استعمار آماده ساخته و از آغاز تاكنون يار و ياور استعمار در اجراي سياست هاي آنان بوده است.

ايدن(3) نخست وزير پيشين انگلستان هيچ سياستي را دربارۀ مسائل خاورميانه اتخاذ نمي كرد مگر پس از مشاوره با گروهي از استادان شرق شناس دانشگاه آكسفورد و دانشكدۀ علوم شرقي. آنچه را وي انجام مي داد، رهبران سياسي اروپا، امريكا و روسيه پيروي كرده و مي كنند. (4)

با اين همه، بيان اين نكته كاملاً ضرورت دارد كه شرق شناسي كه از زمانِ بيداري اروپا و از دوران تجدد آن سامان سرچشمه گرفته است، سكه اي بود كه پيوسته دو رو داشت، يكي «غربِ بيدار شده» با مقاصد استعماري و روش هاي سودجويانه و ديگري «شرقِ سر بر بالين افتخارات گذاشته نهاده». (5)

نكتۀ دومي كه بايد به آن اشاره كنم اين است كه «شرق شناسي» نيز مانند تمامي علومي كه به عنوان ابزار قدرت به كار رفته اند، مورد استفاده ابزاري قرار گرفته است. نمي توان مدعي شد كه در ديگر علوم نيز تنها كنجكاوي هاي معصومانه براي «شناخت به قصد شناخت» دخالت داشته است. تمام علوم، ابزارهاي قدرت و خواست قدرت (Will to Power) هستند و شرق شناسي نيز مستثني نيست. (6)

 

--

مطالب مرتبط:

ايراني از نگاه انيراني - فهرست مطالب

ايراني از نگاه انيراني، گفتار 1 .... شرق شناسي، قسمت اول - نخستين برخوردهاي گستردۀ اروپاييان با فرهنگ هاي ديگر

ايراني از نگاه انيراني، گفتار 1 .... شرق شناسي، قسمت دوم - شرق

ايراني از نگاه انيراني، گفتار 1 .... شرق شناسي، قسمت سوم - پيدايش اصطلاح «شرق شناسي»

ايراني از نگاه انيراني، گفتار 1 .... شرق شناسي، قسمت چهارم - استواري رابطۀ «شرق شناسي» و «استعمار»

ايراني از نگاه انيراني، گفتار 1 .... شرق شناسي، قسمت پنجم - ديدگاه شرقي ها به شرق شناسي

ايراني از نگاه انيراني، گفتار 1 .... شرق شناسي، قسمت ششم - غرب شناسي

 

--
پي نوشت:
1. آشوري، داريوش. ايران شناسي چيست؟ - مجلۀ راهنماي كتاب. سال چهاردهم، شماره 4 و 5 و 6 (تير و شهريور 1350) ص 219.

2. Asef Hussain, "The Ideology of Orientalism, Islam and Islamists", op. cit. P:9 .

3. آنتوني ايدن (Eden) (متولد 1897م) سياستمدار انگليسي كه از سال 1931 به بعد وزير امور خارجه انگليس بود و در سالهاي 57-1955 نخست وزير انگليس شد.
4. دسوقي، محمد. سير تاريخي و ارزيابي ... ، همان، ص89.
5. كتبي، مرتضي. شرق شناسي، غرب شناسي – مجلۀ كيهان فرهنگي. سال دوازدهم، شماره 122، امرداد و شهريور 1374، ص5.
6. آشوري، داريوش. ما و مدرنيت – مؤسسۀ فرهنگي صراط، چاپ اول 1376، ص 247-246.

مطالب مرتبط



اشتراک گذاری

بازدید: 3693 بار  

نظرات 

 
+28 #1 Shahin.Sh 22 خرداد 1393 ساعت 19:58
با درود فراوان به استاد ارجمند جناب آقای مهرداد جوانبخت
یک عکس از جنگ تریاک گذاشته اید اما توضیحی بابت آن نفرموده اید!...یک ششم تمام عواید خزانه انگلیس از همین راه تجارت تریاک در قرن نوزدهم به دست می آمده!...انگلیسیها بلای تریاک را همچون یک بیماری به جان مردم چین و ایران انداختند و هر دو کشور را فلج کردند!...در قرن نوزدهم حدود 12 میلیون چینی را معتاد کردند!...حدود سی درصد درباریان چین از جمله خود امپراتور چین را معتاد کردند!...مامور امپراتور که به مبارزه با ورود مواد مخدر از طرف انگلیسیها منصوب شده بودخطاب به ملکه ویکتوریا نوشت:" آنها به چه حقی از این مواد سمی استفاده می کنند تا به مردم چین آسیب برسانند؟آنها برای کسب منفعت،هیچ ابایی در آسیب زدن به دیگران ندارند.وجدان شما کجا رفته؟"
نقل قول
 
 
+16 #2 Babak 07 مرداد 1393 ساعت 11:18
رئیس بانک مرکزی انگلیس هامفری موریس سال 1725 از بزرگتررین تاجران برده بوده!!!!!!!!!!! !!!!!!!! :lol:
نقل قول
 
 
+13 #3 شعبانی 17 مرداد 1393 ساعت 13:46
با سلام
اروپاییهای دیگر هم در کار استعمار دست کمی از انگلیسیها نداشتند!...بلژیکیها مسبب یک نسل کشی در قاره افریقا بودند!...در 15 سال حکمرانی لئوپولد پادشاه بلژیک حدود 10 میلیون افریقایی جان باختند!... میدانید به خاطر چه؟ ... لاستیک!!!... یا همان غارت منابع زمین به دست قدرتهای استعمارگر!
نقل قول
 
 
+11 #4 Mohammad 12 تیر 1394 ساعت 17:06
یکی از خطرناک ترین و باهوش ترین پروردگان ابلیس، مستشرقی است که خوابهای شومی برای میهن عزیزمان دیده و نظریه های شیطانی تدارک دیده!!!!!!! پروفسور برنارد لوئیس گفته: «در دوهزار سال گذشته هیچ کشورگشا یا نیروی خارجی ای نتوانسته‌ بر زبان و فرهنگ ایرانی اثرات بنیادی بگذارد ، که این یکی از نشانه‌های فرهنگ برتر است، و فرهنگ برتر همیشه بر فروتر چیرگی یافته‌است»!!!!! !!
برنارد لوئیس با اظهارنظر جهت گیرانه اش خواسته اول تخم نفاق را بپاشاند!!!!!!!ف رهنگهایی که هزاره ها کنار هم و با هم زندگی کرده اند در این نگرش شیطانی ، به برتر و فروتر تقسیم شده !!!!!!!!
این مستشرق پا را از این حد فراتر گذاشته و بعدها در کنفرانسی نتیجه گرفته که تنها راه رویارویی با فرهنگ ایران ، نابود ساختن آن است!!!!!!! و پیشنهاد می‌کند که ایران را به قطعات قومی گوناگون بشکنند و میان کشورهای نوپا تقسیم کنند!!!!!!!!!! دکترین لوئیس تجزیه ایران و دیگر کشورهای خاورمیانه مثل عراق است که استعداد تبدیل شدن به قدرت منطقه‌ای دارند!!!!!!
نقل قول
 
 
+6 #5 داود 28 تیر 1394 ساعت 10:41
سلام.گور اوزلی اولین سفیرانگلستان در دوره قاجاریه،تاجر و زبان‌شناس بود.یادمان نرود این آقا چه نوشت:«از آنجاكه هدف غائی ماحفظ متصرفاتمان در هندوستان است.به عقیده من بهتر است ایران را در ناتوانی و وحشیگری كنونی خود بگذاریم.»
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید