چهارشنبه 22 آبان 1398

به سایت پدر و پسر خوش آمدید.

روایت پسر از پدر - ثمین باغچه بان

چاپ
( 244 رای )

 ثمین باغچه بان  جبار باغچه بان

ثمین باغچه‌بان و پدرش جبار باغچه‌بان، چهره‌های درخشان هنر و فرهنگ ایران  

 

روایت پسر از پدر

به قلم ثمین باغچه بان

 

شب هایی که بد خواب می شدم، پدرم مرا بغل می کرد. می برد توی حیاط. حیاط کودکستان تبریز همه جور گل داشت. یک درخت گل هم داشت. درخت گل خیلی بزرگ بود. گل های این درخت درشت و سفید بودند. شکل خوشه های انگور بودند. حیاط کودکستان بته های بلند و کوتاه هم داشت. این بته ها خانۀ شاپرک ها بودند. شاپرک ها رنگارنگ بودند. روی بال هاشان پُر از نقاشی بود. بچه های کودکستان بال شاپرک ها را نقاشی کرده بودند...

 پدرم، سرم را می گذاشت روی سینه اش. زیر درخت گل بالا و پایین می رفت. برایم لالایی می خواند:

 پرنده ها،

            بیایید،

                    پسرم را  ببرید به آسمان ها.

 آهوها،

         بیایید،

                 پسرم را ببرید به صحراها.

 ماهی ها،    

               بیایید،

                        پسرم را ببرید به دریاها.

 نفس گرمش به گوشم می خورد. توی گوشم قلقلک می شد. چشم هایم گرم خواب می شدند. پلک هایم سنگین می شدند...

 پرنده ها، آهوها می آمدند. خیلی زیاد بودند. از بچه های کودکستان هم زیادتر بودند.

 مرغ هوا می شدم، می پریدم. آهوی صحرا می شدم، می دویدم. صدای پدرم هی دورتر می شد. باز هم دورتر ... باز هم دورتر ... دورتر، دورتر، دورتر ... دیگر نمی شنیدم.

 ماهی ها می آمدند. مرا می بردند به دریا. دریا گرمای یک آغوش را داشت. آغوش پدرم دریا می شد. من در این دریا ماهی بودم. ماهی دریا بودم. هر پولکم یک ستاره ... ، هر ستاره ام یک رنگ دیگر ... بال هایم را که تکان می دادم، از آن ها صدها جرقۀ طلا و نقره به دریا می ریخت. دریا روشن می شد. دریا گرم می شد. دریا آغوش پدرم بود. آغوش پدرم دریا بود. من ماهی این دریا بودم. این دریا مال من بود. (1)

 *****

 جبار باغچه بان 

جبار باغچه‌بان، زاده ایروان (1345-1264)، آموزش ناشنوایان را در ایران بنیان گذاشت و در زمینه آموزش و پرورش کودکان پیش دبستانی نیز پیشگام  بود.

 

	باغچه بان در کودکستان باغچه اطفال

جبار باغچه بان و همسرش صفیه میربابایی و فرزندانشان ثمین و ثمینه در کنار کودکان کودکستان باغچه اطفال، تبریز - سال 1305

پدر در خانه خود کودکستانی به نام «باغچه» اطفال بنیان کرده بود . ثمین در همین «باغچه»(2) چشم به جهان گشود و درکنار دیگر کودکان با روش های نوآورانه تربیتی پدر آشنا شد. سر آغاز آشنایی او با موسیقی و شعر در خانه پدری بود . قصه های کودکانه را از زبان پدر می شنید و نوای تار مادر را که زینت بخش آن قصه ها بود به گوش جان می سپرد.

 

 ثمین باغچه بان

 ثمین باغچه‌بان، زاده تبریز (1386-1304)، آهنگساز پيشرو ايراني که هميشه آرزو داشت هر روز، نوروز  و هر چهارشنبه، چهارشنبه‌سوري باشد. ثمين باغچه‌بان از نادر موسيقيدانان ايراني بود که دستي توانا در نوشتن داشت و گزارش و نقد و قصه مي‌نوشت.

 

خانواده باغچه بان

سمت راست تصویر، پدر و پسر(جبار و ثمین) و سمت چپ تصویر، مادر و دختر (صفیه و ثمینه) در کودکستان باغچه گلها، تبریز.

 

9 شهریور 1392      

پژوهش مهرداد جوانبخت

--

مطالب مرتبط:

روایت پسر از پدر - ملک الشعرای بهار

روایت پسر از پدر - مهرداد بهار 

روایت پسر از پدر - ثمین باغچه بان

 

--

پی نوشت:

1. چهره هایی از پدرم. باغچه بان، ثمین. نشر قطره. چاپ اول، سال 1382. ص24 و 25. 

2. جبار باغچه بان در مورد تغییر نام خانوادگی اش چنین می گوید: «آن وقت ها اسم من «میرزا جبار عسگرزاده» بود. یک روز یکی از دوستانم با شوخی به من گفت: «تو برای بچه های تبریز باغچه دایر کرده  و داری باغچه داری می کنی!... تو باغچه بان شده ای!...» و پس از آن شوخی بود که من «باغچه بان» را به جای «عسگرزاده» برای نام خانوادگی آینده ام انتخاب کردم.(چهره هایی از پدرم. ص101)

 

مطالب مرتبط



اشتراک گذاری

بازدید: 4178 بار  

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید