چهارشنبه 22 آبان 1398

به سایت پدر و پسر خوش آمدید.

مقایسه چنگیزخان و هیتلر در نسل کشی ایرانیان و یهودیان

چاپ
( 650 رای )

آدولف هیتلر چنگیزخان

 

مقایسه هیتلر و  چنگیز در نسل كشي یهودیان و ایرانیان

 

هدف از تهیه و ارائه این مقاله، حرمت نهادن به روح انسان های بیگناهی است که در هر زمان از تاریخ و فارغ از رنگ و نژاد و مذهب به دست جنایتکارانی نظیر چنگیز و هیتلر، جان خود را از دست داده اند. 

تعدد و تنوع وصف تاریخی در مورد «گذشته نزدیک» بسیار مشاهده می شود، اما در عرصه «گذشته دور» اندک می شود. نسل کشی ایرانیان در فاصله زمانی نسبتاً دور(حدود هشتصد سال پیش) و نسل کشی یهودیان در زمان نزدیک(حدود هفتاد سال پیش) رخ داده است. مقایسه این دو رویداد ناگوار تاریخ، به تصویر ذهنی روشن تری از رویداد زمان دورتر کمک می کند و درد و آلام ایرانیان در حمله مغول را مشخص تر و ملموس تر می سازد. 

ممکن است گفته شود که یورش مغولان و کشتار آنان در تاریخ بی سابقه نبوده و نیست. اسکندر مقدونی در ایران، خشایارشاه در مصر، ناپلئون در روسیه، ژولیوس سزار در سرزمین گل نیز جنگیده و از کشته پشته ساخته اند.

«قتل» و «جنایت» به خودی خود واژگانی هراس انگیزند و «قتل عام» و «کشتار دسته جمعی»به مراتب دهشت بارتر. ولی «انهدام یک ملت» و «نسل کشی» مطلبی دیگر است؛ مطلبی که هیچ واژه ای قادر به بیان دامنۀ شقاوت و شناعت آن نیست.

درست است که لشکرکشی و جنگ به ضرورت با کشتن آدمیان پیوند دارد، اما تبهکاری های مغول و فاشیسم، آنجا از یورش ها و هجوم های دیگر جدا می شود که نبرد و کشتار را به صورت آئینی متمرکز و سازمان یافته در می آورد، وگرنه صفحات تاریخ از خونریزی های بی حساب پر است.(1) به دیگر سخن نیروهای مغول و آلمان هیتلری، کشتار انسان ها را جزیی از وظایف اخلاقی، الهی، دینی و آیینی خود انگاشته اند. (2)

دیوید مورگان در کتاب «مغولها» اظهار می دارد: «مردم ماوراءالنهر و به ویژه شرق ایران مصیبتی را تحمل کردند که به نظر می رسد باید چیزی بسیار نزدیک به نوعی نژادکشی تعمدی بوده باشد.» (3)

بنا به تعریف نسل کشی، قتل عام بسیار گستردۀ ایرانیان در سدۀ سیزدهم میلادی مصداق یک نسل کشی کلاسیک و  نمونه وار است. متأسفانه گروه های تاریخ دانشگاه های ایران در باب این موضوع سکوت اختیار کرده و آن طور که باید، واکنشی از خود نشان نداده ند! درست است که با طرح مسئله نسل کشی ایرانیان، چنگیزخان را  نمی توان زنده کرد و به محاکمه کشاند؛ اما لااقل می توان با یادآوری این مسئله، از تجلیل بانی نسل کشی میلیونها نفر ایرانی در  کشورهای آزاد جهان ممانعت به عمل آورد. 

 

جمعیت هدف نسل کشی چنگیز و هیتلر

جمعیت هدف هیتلر در طی جنگ جهانی دوم عمدتاً بر یهودیان اروپا متمرکز بود(4)، به همین دلیل پس از سقوط هلند، بلژیک، فرانسه، لهستان، چک، اتریش و ... یهودیان این کشورها به اردوگاه های مرگ انتقال داده می شدند.

جمعیت هدف چنگیزخان (و پسرانش)، به قوم خاصی در ایران محدود و منحصر نمی شد. اگر هیتلر در طی جنگ جهانی دوم بر نسل کشی قوم یهود متمرکز شده بود، چنگیزخان در حمله به ایران بر نسل کشی تمام اقوام ایرانی اصرار داشت.

ایران تا پیش از حمله مغول، تجربه های ناخوشایندی از کشتار مقدونیان، رومیان، اعراب، ترکهای آسیای میانه نظیر غزها و ... از سر گذرانده بود، اما کشتار مغول با تجربیات قبلی ایرانیان کاملاً متفاوت بود!

 

مسیر حملات چنگیزخان و فرماندهانش

ایران، سرزمین زلزله هاست و متاسفانه هر از چند گاه زلزله، موجب تخریب شهر و روستاها می شود. اگر تهاجمات قبل از مغول، بسان زلزله های 4 تا 8 ریشتری بودند، حمله مغول به ایران بسان زلزله ای با ابعاد 10 ریشتر با کانون خراسان بزرگ بود و پس لرزه های قدرتمندش، بارها و بارها ایران را زیر و رو کرد!

 

«خرابی های و ویرانی هایی که او [چنگیز] در ایران شرقی به عمل آورد از لحاظ وحشت و دهشت از تمام فجایعی که در اروپا به آتیلا نسبت می دهند بیشتر بوده است.» (5)

اگر هیتلر  می خواست همچون چنگیزخان عمل کند، یهودیان اروپا که جای خود داشتند، ملت های بسیاری از قارۀ اروپا  را به سرنوشت یهودیان دچار می کرد!

بی تردید تنها ملاحظات جهانی مانع انجام چنین کاری از سوی هیتلر بود. دلیلی بر این مدعا اینکه هیتلر، نسبت به اسلاوها دیدگاهی تحقیرآمیز و نژادپرستانه داشت و این نگرش سبب تفاوت قابل ملاحظه تلفات مردم غیرنظامی در کشورهای اسلاو نظیر لهستان و یوگسلاوی و روسیه در قیاس با فرانسه و هلند و بلژیک شد. حتی نحوه رفتار و رسیدگی با اسیران انگلوساکسون با اسیران اسلاو در اسارتگاه های متفقین متفاوت بود.

 

مدت زمان نسل کشی ایرانیان و یهودیان

تاريخ حمله چنگيز به ايران را سال 1220م و تشكيل سلطنت نوادگان چنگيز (ایلخانان) در ايران را سال 1256 ذكر كرده اند. در فاصله اين سالها، ايران زير شديدترين امواج نسل كشي هاي مغول قرار داشت. ايرانيان حداقل به مدت 36 سال، به دست دو نسل از مغولان (چنگيز و پسرانش) نسل كشي شدند، 9 برابر مدت زمان هلوکاست یهودیان!

هلوکاست یهودیان توسط هیتلر از سال 1941 تا 1945 در اروپا رخ داد. مغولان در کمترین تخمین ممکن از سوی مورخان غربی، بین 10 تا 15 میلیون نفر ایرانی را به کشتن داده اند(6) و نازیها 6 میلیون یهودی را در اروپا به قتل رسانده اند. جمعیت کره زمین را در سال1200م، بین 360 تا 450 میلیون نفر(7) و در سال 1940 بین 2229 تا 2340 میلیون نفر(8) برآورد شده است.

کشتاری که مغول در ایران به بار آورد نسبت به جمعیت زمان خود بسیار فاجعه آمیزتر از فاجعه هلوکاست بود. مغولها حدود 2 تا 4 درصد جمعیت آن روز کره زمین را در نسل کشی ایرانیان به کام مرگ فرستادند، در صورتی که در هلوکاست یهودیان حدود 0.2 درصد جمعیت جهان را در زمان خود به نابودی کشاند.

کل رقم کشته‌شدگان جنگ جهانی دوم بین ۵۰ تا ۷۰ میلیون نفر تخمین زده می‌شود(9) که خونین‌ترین درگیری انسان در طول تاریخ است. این آمار شامل تمامی افراد نظامی و غیر نظامی، هلوکاست، انفجارهای اتمی هیروشیما و ناکازاکی و تمامی عملیات نظامی در اروپا و شرق دور است که در جنگ جهانی دوم کشته شدند. اگر این آمار را مد نظر بگیریم از لحاظ نسبت جمعیتی، حدود 2 تا 3 درصد جمعیت جهان طی جنگ جهانی دوم از میان رفتند. تنها در صورتی که کل تلفات جنگ جهانی در نظر بگیریم می تواند به نسبت نسل کشی ایرانیان در دوره مغول نسبت به جمعیت آن روز جهان (2تا4درصد) نزدیک شود!

ضمن آنکه برای جلوگیری از طولانی شدن مطلب، از پرداختن به نسل کشی هایی که مغولان در سایر بخش های دنیا به راه انداختند خودداری شده است، نسل کشی هایی که حتی در مواردی از نسل کشی ایرانیان هم مهیب تر بوده است!(10)

 

یهودیان مجارستان

اعزام یهودیان مجارستان به اردوگاه های مرگ در آلمان نازی

 

نسل کشی پنهان یهودیان و نسل کشی آشکار ایرانیان

هیتلر، یهودیان را از شهرهای تصرف شده جمع آوری می کرد و به اردوگاه هایی ویژه انتقال می داد و عمدتاً داخل این اردوگاه ها نظیر آشویتس(11)، داخائو و ... ، کشتار فجیع خود را انجام می داد. هیتلر سعی داشت نسل کشی یهودیان را از نظرها پنهان دارد، اما برای چنگیزخان اردوگاه مرگ معنایی نداشت، هرجا لشکر مغول پیدا می شد، اردوگاه های مرگ چنگیزخان برپا بوده است.

 

دکتر ویکتور فرانکل

 دکتر ویکتور فرانکل(1997-1905)، متخصص روانپزشک از سال 1942 تا 1945، نخست در آشویتس و سپس در داخائو زندانی بود و از درس­هایی که در اردوگاه های مرگ نازیها آموخته بود، نکات تکان دهنده ای نوشته است که می تواند به تصور ما، در آنچه بر سر هم میهنان مان  توسط  مغولان آمده است کمک کند.


شکست هیتلر و پیروزی چنگیز

دو سال مانده به پایان جنگ جهانی دوم با آغاز شکست های هیتلر، مردم جهان امید آن را یافتند که جنایات هیتلر به زودی پایان خواهد گرفت. هيتلر پس از شکست در جنگ به همراه وزیر تبلیغاتش گوبلز خودکشی کرد. پس از خاتمه جنگ، دادگاه نورنبرگ برپا شد تا سایر جنايتكاران نازي را محاکمه کنند. خودکشی هیتلر و برپایی دادگاه نورنبرگ، بسان مرهمی بود بر شرافت بشری که هیتلر و نازیها آن را مورد تعدی قرار داده بودند.

اما در مورد حمله مغول به ایران، مرهمی در کار نبود! حتی مرگ چنگیز هم پایان بخش نسل کشی ایرانیان نبود و این جنایات به دست فرزندانش در ایران ادامه یافت. ایرانیان در زمان چنگیز و فرزندانش، به ویژه پس از کشته شدن جلال الدین، حتی کورسویی به رهایی از چنگ مغولها نداشتند!

تنها پس از نزدیک به چهار دهه زمانی که نسل سوم حمله کنندگان مغول، سلسله ایلخانان را در ایران تشکیل دادند به طور موقت دوران كشتارها سپری شد. اما این آرامش دیری نپایید و ایران گرفتار کسان دیگری گردید که همچون اعقاب شان،چنگیز ،جنگاورانی همچون تیمور لنگ(12)، شیبک خان بیرحم بودند. کسانی که سعی داشتند همچون چنگیز شوند و توسط آنان، موج های جدید کشتار در ایران به راه انداخته شد!

البته اروپای غربی نیز از میراث مغول بی نصیب نماند، هرچند مورد حمله مغول واقع نشد! در سال 1345م هنگامی که ارتش اروی زرین شهر کافا در ساحل دریای سیاه را محاصره کرده بود، بیماری مرموزی سپاه مغول را مبتلا کرد و بخش عمده ای از صفوف آنها به خاطر این بیماری کشته شدند. فرمانده مغول به جای آنکه از محاصره دست بکشد و عقب نشینی کند، اجساد خود را به وسیله منجنیق از بالای حصارها به داخل شهر پرتاب کردند تا مردم شهر به این بیماری مبتلا شوند. شاید این نخستین نمونه ثبت شده جنگ میکروبی باشد. بیماری شهر کافا را به نابودی کشاند و از طریق بازرگانان بیماری به اروپا حتی تا گرینلند سرایت کرد! این طاعون که مرگ سیاه خوانده می شد، یک سوم جمعیت اروپا را به کام مرگ کشید! (13)

اروپاییان شاهد ویرانی به بار آمده در فاصله سال های 1939 تا 1945 بوده اند، ولی به سرعت به کمک طرح مارشال امریکا(Marshall Plan) (14)، ویرانی ها را بازسازی کردند؛ اما مغولان چهار دهه تمام انسان زدایی کرده اند و تخریب!

برای ایران پس از حمله مغول خبری از طرح مارشال نبود که هیچ، به جای آن، نابودگران دیگری - همچون تیمورلنگ - در راه بودند تا شهرهایی که از ویرانی مغول تا حدی در امان مانده بودند، به همان سرنوشت دچار شوند و ویران شوند!

نکته دیگری را که نباید از نظر دور داشت این بود که ابزار ویرانگری مغولان در مقایسه با آنچه هیتلر در اختیار داشت بسیار ابتدایی بوده است و کشتار میلیونها نفر با این وسایل ابتدایی بیشتر به قصابی و سلاخی شباهت داشته است. برای تصور بهتر از ابعاد هولناک جنایات چنگیز نسبت به هیتلر به تعدادی از سلاح ها و شاخص قدرت تخریبی آن اشاره می کنم(15) :

نوع سلاح                                                              شاخص قدرت تخریب
شمشیر                                                                          20
تفنگ خزانه دار در جنگ جهانی اول                                      150
مسلسل در جنگ جهانی اول                                             780
راکت V2 در جنگ جهانی دوم                                          860000
زره پوش در جنگ جهانی دوم                                         2200000
بمب اتمی هیروشیما (معادل20 کیلوتن تی ان تی)           49000000

 

نابودی مظاهر تمدن به دست چنگیز

چنگیز به قصد ویرانی و محو شهرهای پُر جمعیت دنیای آن روز قدم به خراسان بزرگ گذاشت. او در سالهاي 1220-1221م شمال افغانستان كنوني و شرق ايران را از بيخ و بُن ويران ساخت و شهرهاي قديمي و پُرجمعيت ايران، نظير بلخ، طوس، نيشابور، ري، گرگان و... را به تلي از خاك تبدیل كرد. (نمونه هايش تل بلخ، تل غلغله، تل نيشابور و ...)

این در صورتی است که هیتلر هیچگاه پاریس، پراگ، ماریبور و بسیاری از شهرهایی که در تصرف خود داشت نابود نکرد، به آتش نکشید و به آب نبست.(16) هیتلر تنها در زمان شکست قطعی خود، قصد تخریب شهر پاریس و  با ورود نیروهای متفقین به خاک آلمان، قصد نابودی سرزمین آلمان و ملت آلمان را کرد، به این بهانه که آنها به خاطر شکست شان لایق زیستن نیستند!

مغولان علاوه بر نابود كردن كامل شهرها، با مسدود كردن مجاري آب و كور كردن کاریز ها(17)، امكان گرد آمدن مجدد جمعيت را از بين مي بردند. یک اروپایی شاید نتواند اهمیت موضوع «آب» را برای ایران دریابد!

شاید بهترین مثالی که بتوان برای اروپا زد این است که اگر هیتلر روحیه چنگیز را دارا بود، پس از فتح هلند و غارت کامل آن، با نابود کردن سدهای آن کشور، مردم هلند را با سرزمین شان به زیر آب می فرستاد!

اگر او [چنگیز]در ایران شرقی آن تمدن شهری درخشنده ای که فردوسی و ابوعلی سینا را به وجود آورده است از بین برد، برای این بود که می خواست در اقصی حدود جنوب غربی یک نوع زمین بایر و غیرمسکون و یک نوع مرغزار و شنزار مصنوعی ایجاد کند که از آنجا کسی به امپراتوری او تجاوز نکند. به همین جهت بود که «زمین را کـُشت» و اراضی آباد و دائر را خراب و بایر کرد.(18)

چنگيز و پسرانش، نه تنها قاتلان ايرانيان بودند كه قاتلان زمين هاي ايران هم بودند! آنها زمين هاي حاصلخيز را با دقت تمام به زمين هاي موات تبديل مي كردند، آن هم نه در زمان عقب نشینی و شکست، که در اوج پیروزی خود، رشيدالدين فضل الله همداني، تاريخ نگار بزرگ ايران(19) هشتاد سال پس از نخستين حمله چنگيزخان مي نويسد هنوز اراضي مزروعي از زارعان تهي است؛ چه ايشان از ترس حملۀ جديدي از جانب بيابانگردان جرأت بازگشت به كشتزارهايشان را ندارند.(20)

 

سخن آخر

تاریخ خود را از یاد نبریم، تاریخ ما تنها، کوروش و داریوش نیست. تاریخ ما، تنها توجه به دوره های ظفرمندانه نیست. بخش های دردناک تاریخ خود را  نظیر نسل کشی هم میهنانمان توسط مغولان از یاد نبریم.  فراموش کردن نسل کشی ایرانیان توسط مغولان، همان اندازه مذموم و نکوهیده است که هلوکاست یهودیان به دست نازیها را انکار کنیم یا نسبت به نسل کشی ارامنه توسط  دولت ترکیه بی تفاوت باشیم. به امید برقراری آزادی و صلح و شادی در گسترهٔ تمامی کشورهای جهان. 

 25  امرداد 1392

مهرداد جوانبخت

--

مطالب مرتبط :

چگونه می توان برپایی تندیس چنگیزخان را در لندن توجیه کرد؟

تجلیل از بانی نسل کشی میلیونها نفر ایرانی در لندن

مقایسه هیتلر و چنگیز در نسل كشي یهودیان و ایرانیان

 --

پی نوشت:

1.هجوم اردوی مغول به ایران. دستغیب، عبدالعلی. نشر علم. چاپ اول 1367. ص50.

2.همان، ص49.

3.مغولها. مورگان،دیوید . ترجمه مخبر، عباس. نشر مرکز. چاپ اول1371. ص 90.

4. روش‌های کشتار، گرسنگی دادن، کار اجباری، شکنجه، اعدام با گلوله(که بعداً برداشته شد) یا اتاق گاز (گازهای سمی منوکسید کربن یا سیکلون ب بود. (به نقل از : فصل ۱-«جنایت و جنایتکاران». در محاکمات نورنبرگ. ویرایش تاریخ جهان. ققنوس. سال۱۳۸۶)

5. امپراتوری صحرانوردان. گروسه، رنه. ترجمه میکده، عبدالحسین. انتشارات علمی و فرهنگی. چاپ دوم 1365. ص408 .

6. R. Ward, Steven (2009). Immortal: a military history of Iran and its armed forces. Georgetown University Press. p:39

 7. Data from Population Reference Bureau. (a) Carl Haub, 2008, "2008 World Population Data Sheet." "How Many People Have Ever Lived on Earth?" / Colin McEvedy and Richard Jones, 1978, "Atlas of World Population History," Facts on File, New York.

 8. Data from History Database of the Global Environment. K. Klein Goldewijk and G. van Drecht, "HYDE 3.0: Current and historical population and land cover," in Eds. A. F. Bouwman, T. Kram, and K. Klein Goldewijk, "Integrated modelling of global environmental change. An overview of IMAGE 2.4," Netherlands Environmental Assessment Agency (MNP), Bilthoven, The Netherlands. / Colin Clark, 1967, "Population Growth and Land Use," St. Martin's Press, New York.

 9. Second Source List and Detailed Death Tolls for the Twentieth Century Hemoclysm

10. چین هم گرفتار نسل کشی های چنگیز خان بوده است. جمعیت چین شمالی در سال 1195م پنجاه میلیون نفر بود، در سال 1226م پس از حملات مغولها به 9 میلیون نفر رسید. (به نقل از امپراتوری مغول. هال، مری. ص62.)

11. در سال ۱۹۷۹ میلادی، سازمان یونسکو، این اردوگاه را به عنوان «نماد بیرحمی انسانی نسبت به همنوعان خود در قرن بیستم»، درفهرست میراث جهانی یونسکو قرار داد.(به نقل از وبسایت یونسکو)

12. تیمور نیز که یکی از قلع و قمع کنندگان نژاد انسانی می باشد از این حیث گناهکارتر است، زیرا از چنگیز متمدن تر بوده است. (به نقل از امپراتوری صحرانوردان. گروسه، رنه. ترجمه میکده، عبدالحسین. انتشارات علمی و فرهنگی. چاپ دوم 1365. ص 409.)

13 .امپراتوری مغول. هال، مری. ترجمه میرسعیدی، نادر. انتشارات ققنوس. چاپ دوم1382 . ص126.

14. در طرح مارشال امریکا پس از جنگ جهانی دوم به بسیاری از کشورهای اروپای غربی کمک کرد تا اقتصاد خود را پس از جنگ بازسازی کنند. ایالات متحده و تیم سیاست خارجی جرج مارشال در مسیر خلق جهان پس از جنگ درصدد حذف عوامل بروز دو جنگ جهانی و معضلات اقتصادی ناشی از آن بودند، به عبارت دیگر آنها معتقد بودند در همه جای دنیا، انسان مرفه، یا دست کم امیدوار به زندگی در رفاه، به سوی تمامیت خواهی جذب نمی‌شود.

15. اطلاعات سیاسی اقتصادی. سال سوم. شماره 8. امرداد و شهریور 1368. شماره مسلسل 30. ص15.

16. در تاریخ اول آگوست سال 1944 فون شولتیتز به سمت فرماندهی پیاده‌نظام ارتش آلمان ارتقا یافت. وی چند روز بعد در تاریخ ۷ آگوست همان سال به سمت فرماندار نظامی پاریس انتخاب شد. او در تاریخ ۹ آگوست به پاریس رسید. وی در طی ۱۶ روز فرماندهی خود بارها از دستورات هيتلر مبنی بر تخریب پاریس سرپیچی کرد. هیتلر در تاریخ ۲۳ آگوست دستوری به مضمون ذیل صادر کرد: «پاریس نباید به دست دشمنان بیفتد مگر به شکل شهری کاملاً مخروبه.»

فون شولتیتز با درایت خود مانع از شورش ساکنان پاریس شد. وی با مذاکره مداوم با دشمنان، ارتباط مستقیم با مردم، تظاهر به قدرت و عدم آسیب به آثار معروف پاریس مانع از شورش پاریسی‌ها در روزهای آخر اشغال پاریس شد. به خاطر عملکرد فون شولتیتز در پاریس و مانع‌شدن وی از شکل‌گیری استالینگراد دیگر بعضی وی را نجات‌دهنده پاريس می‌نامند.

17. کاریزها(شبکه های آبی زیرزمینی) در آبادانی ایران نقش به سزایی داشته است. این شبکه ها حاصل قرنها تلاش مردم این سرزمین بوده است که مغولان با کور کردن کاریزها لطمه شدیدی به ایران وارد کردند.

18. امپراتوری صحرانوردان. گروسه، رنه. ص401.

19. رشيدالدين، پزشك و دانشمند و تاريخ نگار ايراني در دوران غازان خان و الجايتو وزير اعظم بود. كتاب معتبر «جوامع التاريخ» از آثار اوست.

20. نسل كشي چنگیزخان تنها گریبانگیر مردم شهر و روستاهای ایران نبود! او حتی به طبیعت (درختان و جانوران) هم رحم نمي كرد. مغولان، درختان(!) را از ريشه بر مي كندند و در برخی از شهرها از جان سگ و گربه هم نمی گذشتند! مواردی که در کارنامه هیتلر در تاریخ گزارش نشده است.

 

مطالب مرتبط



اشتراک گذاری

بازدید: 23495 بار  

نظرات 

 
+92 #1 Faramarz 25 مرداد 1392 ساعت 01:26
دکتر جوانبخت عزیز،

مقاله شما را با حوصله خواندم، مقایسهٔ خیلی‌ جالبی‌ انجام داده‌اید، دو نوع نسل کشی مختلف مربوط به دو زمان نزدیک(هیتلر) و خیلی‌ دور(چنگیز)، در دو منطقه و در دو مقیاس خیلی‌ متفاوت، ولی‌ با دو انعکاس خیلی‌ ضعیف(مربوط به جنایات چنگیز) و قوی (مربوط به جنایات هیتلر).

قسمت آخر مقاله خیلی‌ زیبا و تاثیرگذاره و اهمیت رجوع به تاریخ (چه تلخ و چه شیرین)را دوباره تاکید می‌کنه. امیدوارم این سلسله مقاله‌ها ما را با تاریخ بیشتر آشنا کنه و وجدانهای خفته را بیدار و تعهدات ما نسبت به خونهای ریخته شده (حتی بعد از چندین قرن) را بیشتر کنه. با سپاس مجدد.
نقل قول
 
 
+102 #2 asoubar 25 مرداد 1392 ساعت 12:15
افرین بر شما.
سخن یادگار است و ما رفتنی به گیتی نماند مگر گفتنی
نقل قول
 
 
+123 #3 janet 25 مرداد 1392 ساعت 13:06
درود بر شما
به عنوان یکی از ارامنه ایران از زحماتتان کمال سپاس را دارم و افتخار میکنم هموطنی مثل شما دارم.پاینده و پیروز باشید.
نقل قول
 
 
+144 #4 آنیتا 25 مرداد 1392 ساعت 14:49
استاد گرامی
سلام
ثبت است بر جریده عالم سخن شما.
سه مقاله شما درباره نسل کشی ایرانیان در دوره مغول را سطر به سطر و کلمه به کلمه با اندوه و درد خوانده ام . :cry:
از اولین جمله های سخن تان تا آخرین سطر آن را با چشمان اشکبار خواندم . :cry:
استاد گرامی ، جناب جوانبخت انسان دوستی و آگاهی بخشی تان را ستایش میکنم و برایتان بهترین آرزوها را دارم. :roll:
نقل قول
 
 
+97 #5 Reza 25 مرداد 1392 ساعت 17:44
با تشکر از شما که کمک می کنید با هم بیندیشیم و نسبت به چنین فجایعی بی تفاوت نباشیم.
نقل قول
 
 
+35 #6 Roshanak 25 مرداد 1392 ساعت 18:50
سلام، نوشتن چنین مطالبی، نیازمند مطالعه وسیع و عمیق دارد، واقعا زحمت می‌کشید و بسیار خوب ما را با تاریخِ خود و جهان آشنا می‌کنید. بسیار سپاسگزارم، و امیدوارم همچنان پویا، زیبا ادامه دهید.
نقل قول
 
 
+9 #7 maziart 26 مرداد 1392 ساعت 17:34
:-)
نقل قول
 
 
+120 #8 زمانی 15 شهریور 1392 ساعت 15:32
با درود و سپاس
استاد ارجمند جناب آقای دکتر مهرداد جوانبخت
پیش از هر چیز از سلسله مقالات روشنگرانه تان پیرامون نسل کشی ایرانیان در دوره مغول تشکر میکنم.
به نکته بسیار جالبی درباره نسل کشی ایرانیان به دست مغولان اشاره فرموده بودید.اینکه ابزار خشونت از دوره مغول تا زمان حال به طور حیرت آوری نیرومندتر شده است.
اما یک مسئله دیگر هم در این زمینه وجود دارد و آن اینست که بسیاری از کشتارها در جنگ جهانی دوم به وسیله هواپیماها و توپخانه ها از راه دور انجام میشد.
مثلاً در بمباران اتمی ژاپن در یک لحظه صدها هزار نفر کشته شدند و لزوماً در لحظه، خلبان با انگیزه شقاوت به حرکت در نمی آمد بلکه با اصل اطاعت بی چون و چرا چنین میکردند.
اما سپاهیان مغول هم اطاعت امر میکردند و هم نفر به نفر،انسانها را با شقاوتی غیرقابل تصور میکشتند.
نقل قول
 
 
+61 #9 م.جعفری 28 شهریور 1392 ساعت 12:23
ثبت جنایت تاریخی در حافظه جمعی،از کاراترین مکانیسم هایی است که راه را بر تکرار فاجعه می بندد.ما ایرانیان نیازمند چنین کاری هستیم.استاد گرامی،جناب آقای جوانبخت از اینکه دست به چنین کاری زده اید از جنابعالی تشکر میکنم.
نقل قول
 
 
+31 #10 Fariborz 01 مهر 1392 ساعت 06:48
مطلبی که نوشته اید حقیقتی محض است و بسیار مهم :cry:
نقل قول
 
 
+12 #11 سامان 28 دی 1392 ساعت 05:51
باسلام
به راستی که نوشته کاملی بود و مشخصا زمان زیادی را صرف نگارش نموده‌اید که این دقت و تلاش شما جای تقدیر دارد.
نقل قول
 
 
+12 #12 مهدی 23 بهمن 1392 ساعت 01:12
:cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry:
نقل قول
 
 
+105 #13 محمد 29 بهمن 1392 ساعت 13:16
استاد گرانقدر جناب آقای دکتر جوانبخت
از اینکه از بیان شیون گون مصیبت حمله مغول دوری کرده اید از شما سپاسگزارم
نقل قول
 
 
+31 #14 barsam 06 اسفند 1392 ساعت 11:09
با سلام و تشکر فراوان، یک فرق دیگر بین نسل کشی ایرانیها و یهودیها این بوده که نازیها در ابتدا با تیرباران کردن، نسل کشی را شروع کردند اما بعلت بهم ریختگی روحی سربازهای آلمانی از اینکار منصرف شدند و اتاقهای گاز را جانشین تیرباران کردند.
در شیوه جدید سربازهای آلمانی تنها کنترل کننده درب ورودی اتاق گاز بودند و یهودیها را بداخل اتاقهای گاز هدایت میکردند و درب خروجی برعهده کارگران یهودی گذاشته شد که وظیفه داشتند اتاقها را از بقایای اجساد تمیزکنند.
اما مغولها برای نسل کشی ایرانیها دیگر درب ورودی و درب خروجی نداشتند و اصلاً مسأله ای به نام بهم ریختگی روحی برای سربازان قسی القلب مغول معنا نداشت!مغول بود و شمشیر و قصابی شدن ایرانیها!
نقل قول
 
 
+75 #15 صدری 13 اسفند 1392 ساعت 12:48
با درود فراوان خدمت استاد ارجمند جناب آقای دکتر مهرداد جوانبخت،
قبل از هرچیز از ارائه مجموعه مقالات انسان دوستانه استاد گرامی سپاسگزاری میکنم.
درسی که از قضیه هلوکاست یهودیان و نسل کشی ایرانیان میشود گرفت اینست که ما به ظلمی که به دیگران میشودحساس باشیم و به آن اعتنا کنیم،خواه این ظلم 800 سال پیش رخ داده باشد خواه 60سال پیش،خواه این بلا سر ما ایرانیها آمده باشد،خواه بر سر یهودیان.اینکه در نسل کشی،یهودی و غیریهودی،ایرانی وغیرایرانی نکردید و آنها را از هم جدا ندانستید بیانگر دیدگاه ستودنی و والای استاد گرامیست.
نقل قول
 
 
+73 #16 دبیر تاریخ 14 اسفند 1392 ساعت 08:32
سلام
هیتلر ادعا میکرد که حکومت هزارساله رایش شروع شده اما حکومتش بیش از 12 سال دوام نیاورد که این مدت قابل قیاس با حکومت طولانی مغولها بر ایران نیست
مدت کوتاه حکومت به هیتلر مجال نداد که دنیا را بیش از یکبار شخم بزند اما مغول به دفعات دنیا را شخم زد
نقل قول
 
 
+79 #17 دلسوخته 21 ارديبهشت 1393 ساعت 11:33
استاد گرانقدر با سلام و درود بر شما
از اینکه درباره بزرگترین تراژدی وطنمان نوشتید شما را هزار بار سپاس میگویم.
واقعه مغول را نباید فراموش کرد... نه یادنامه ای! نه یادواره ای!...هیچ!
ما برای این واقعه مهیب حتی یک قطره اشک نریختیم! شاید هم اشکی برایمان باقی نگذاشته اند که برای تراژدیهای ملی خودمان بریزیم!
نقل قول
 
 
+12 #18 من 23 ارديبهشت 1393 ساعت 02:50
از مقررات جالب یاسا در این مورد؛ مالیات نگرفتن از فرزندان ابوطالب، فقها، قاریان قران، پزشکان، دانشمندان، زاهدان، مؤذنان و مرده‌شویان بود.

http://www.coldsiberia.org/webdoc9.htm
نقل قول
 
 
+42 #19 فرهادی 24 مرداد 1393 ساعت 08:20
با درود و سلام
ارزیابی جالب و آموزنده ای بود. در سال 1915 ارتش عثمانی با این توجیه که میخواهد مناطق شرقی امپراتوری عثمانی را امن کند به زر مردم ارمنی را از خانه و کاشانه شان خارج کردند و به مناطق لم یزرع کوچاندند و در راه آنان را از میان بردند. مغولها با همین توجیه دست به قتل عام گسترده ایرانیان زدند با این تفاوت که که مغولها کشتار مردم را در محل زندگیشان انجام میدادند!در قرن بیستم فاجعه کشتار ارمنیها به دست ترکها زیر ذره بین رفت و نسل کشی نام گرفت اما بلایی که مغولها در قرن سیزدهم میلادی بر سر ایرانیان آوردند زیر غبار زمانه مدفون شد!... سپاس مرا بپذیرید از اینکه این غبار را تا حدی کنار زده اید.
نقل قول
 
 
+4 #20 منوچهر 26 مهر 1393 ساعت 00:46
استاد گرامی مغولستان کنونی کشور فقیری است و نمیتوان انتظار زیادی در دریافت غرامت از آنها داشت. اما از انگلیس و روسیه برای نسل کشی 10 میلیون ایرانی میتوان درخواست غرامت کرد.
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید